capitulate

[ایالات متحده]/kəˈpɪtʃuleɪt/
[بریتانیا]/kəˈpɪtʃuleɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. تسلیم شدن

جملات نمونه

the patriots had to capitulate to the enemy forces.

وطنی‌ها مجبور شدند در برابر نیروهای دشمن تسلیم شوند.

The ememy was warned to capitulate or face annihilation.

به دشمن هشدار داده شد که تسلیم شود یا منتظر نابودی باشد.

The country refused to capitulate to the demands of the invaders.

کشور از پذیرش خواسته های متجاوزان امتناع کرد.

He finally had to capitulate and agree to their terms.

او بالاخره مجبور شد تسلیم شود و با شرایط آنها موافقت کند.

The company decided to capitulate to the pressure from the shareholders.

شرکت تصمیم گرفت در برابر فشار سهامداران تسلیم شود.

The rebel leader refused to capitulate to the government's ultimatum.

رهبر شورشیان از پذیرش ضرب الاجل دولت امتناع کرد.

The team refused to capitulate and fought until the very end.

تیم از تسلیم امتناع کرد و تا آخرین حد ممکن جنگید.

The defendant's lawyer advised him not to capitulate to the prosecution's demands.

وکیل متهم به او توصیه کرد که در برابر خواسته های دادسرا تسلیم نشود.

Despite the difficult circumstances, she refused to capitulate to despair.

با وجود شرایط دشوار، او از تسلیم شدن به ناامیدی امتناع کرد.

The negotiators were under pressure to capitulate and reach a compromise.

مذاکره‌کنندگان تحت فشار برای تسلیم شدن و رسیدن به مصالحه بودند.

The general made it clear that the troops would not capitulate to the enemy.

ژنرال به وضوح اعلام کرد که سربازان در برابر دشمن تسلیم نخواهند شد.

The political leader's decision to capitulate to the opposition was met with criticism.

تصمیم رهبر سیاسی برای تسلیم شدن در برابر مخالفان با انتقاد روبرو شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید