tease

[ایالات متحده]/tiːz/
[بریتانیا]/tiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. تمسخر کردن یا به سخره گرفتن
vt. کارت (پشم و غیره)
n. کسی که از تمسخر کردن دیگران لذت می‌برد

عبارات و ترکیب‌ها

tease someone's hair

آشفتن موهای کسی

tease out information

استخراج اطلاعات

جملات نمونه

tease a person with jest

مسخره کردن یک شخص با شوخی

The older children teased and made game of the newcomer.

کودکان بزرگتر با مسخره کردن و بازیگوشی، از تازه‌وارد بازی گرفتند.

the children used to tease one another.

کودکان با یکدیگر شوخی می‌کردند.

he teased us without surcease.

او بدون وقفه ما را مسخره می‌کرد.

they only do it to tease him—he's too susceptible.

آنها فقط برای مسخره کردن او این کار را انجام می‌دهند - او خیلی مستعد است.

a historian who tries to tease out the truth.

یک مورخ که سعی می‌کند حقیقت را از دل داده‌ها بیرون بکشد.

He took a screwdriver and teased out the remaining screws.

او یک پیچ‌گوشتی برداشت و پیچ‌های باقی‌مانده را بیرون کشید.

The other boys tease him because he is fat.

پسرهای دیگر او را مسخره می‌کنند چون چاق است.

His friends used to tease him about his tatty clothes.

دوستانش او را به خاطر لباس‌های کهنه اش مسخره می‌کردند.

Reporters hounded the celebrity for an interview. Tobadger is to nag or tease persistently:

گزارشگران به دنبال مصاحلمه با مشهور بودند. آزار دادن به معنای آزار یا مسخره کردن مداوم است:

I used to tease her about being so house-proud.

من قبلاً او را به خاطر اینکه آنقدر به نظافت خانه علاقه داشت، مسخره می‌کردم.

If you always tease others like that, you'll forfeit the good opinion of your friends.

اگر همیشه به این شکل دیگران را اذیت کنید، نظر مثبت دوستان خود را از دست خواهید داد.

I told you the dog would bite if you teased it. It serves you right.

بهت گفتم اگه باهاش بازی کنی سگ گازت می‌گیره. حق داری.

I teased Bryant — who avoided jumping this summer — that I could outleap him right now, and he didn'

من با برایانت شوخی کردم - که این تابستان از پریدن اجتناب می‌کرد - که من می‌توانم الان از او بهتر بپرم، و او...

An elderly sannyasin says:...I was never really a child when I was one, but these last few days, I often feel like a little child... and I want to tease everybody.

یک سنیاسین مسن می‌گوید: ...من هرگز واقعاً کودک نبودم وقتی که کودک بودم، اما در این چند روز گذشته، اغلب احساس می‌کنم مثل یک کودک کوچک هستم... و می‌خواهم همه را مسخره کنم.

Sonny Corleone's heavy Cupid face, redly obscene with winey lust, frightened her, but she had teased him for the past week to just this end.

چهره سنگین و کپل‌مانند سوفی کورلئون، که با هوس شراب‌گون و رکیک سرخ شده بود، او را می‌ترساند، اما او در طول هفته گذشته او را به این هدف تحریک کرده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید