thinned

[ایالات متحده]/θɪnd/
[بریتانیا]/θɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نازک یا کم چگال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

thinned hair

موهای نازک

thinned paint

رنگ شسته شده

thinned soup

سوپ رقیق شده

thinned blood

خون رقیق

thinned edges

لبه‌های نازک

thinned out

نازک شده

thinned lines

خطوط نازک

thinned layers

لایه‌های نازک

thinned foliage

برگ‌های کم‌پشت

thinned texture

بافت نازک

جملات نمونه

the paint on the wall has thinned over time.

رنگ دیوارها با گذشت زمان نازک شده است.

she thinned her hair to make it easier to style.

او موهایش را نازک کرد تا مدل کردن آن آسان‌تر شود.

the soup was too thick, so i thinned it with water.

سوپ خیلی غلیظ بود، بنابراین آن را با آب رقیق کردم.

as the fog thinned, the view became clearer.

با نازک شدن مه، منظره واضح‌تر شد.

he thinned the herd to maintain its health.

او برای حفظ سلامتی، تعداد دام‌ها را کاهش داد.

the fabric was thinned to make it more breathable.

پارچه نازک شد تا تنفس‌پذیرتر شود.

she thinned out the crowd to find her friend.

او جمعیت را پراکنده کرد تا دوستش را پیدا کند.

his voice thinned as he spoke softly.

صدای او هنگام صحبت کردن آرام، ضعیف شد.

the artist thinned the paint for a lighter effect.

هنرمند رنگ را نازک کرد تا جلوه‌ای ملایم‌تر ایجاد کند.

as the light thinned, shadows grew longer.

با نازک شدن نور، سایه‌ها بلندتر شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید