slenderized

[ایالات متحده]/[ˈslendəˌraɪzd]/
[بریتانیا]/[ˈslendərˌraɪzd]/

ترجمه

v. نازک‌تر یا باریک‌تر کردن؛ لاغر کردن؛
v. (زمان گذشته فعل slenderize) نازک‌تر یا باریک‌تر شده.
adj. نازک؛ باریک شده؛ لاغر شده.

عبارات و ترکیب‌ها

slenderized silhouette

قوام اندام باریک

being slenderized

در حال باریک شدن

slenderized figure

اندام باریک

slenderized design

طراحی باریک

slenderized form

فرم باریک

slenderized look

ظاهر باریک

slenderized waist

کمر باریک

slenderized lines

خطوط باریک

slenderized style

سبک باریک

slenderized body

بدن باریک

جملات نمونه

the company aims to slenderized its product line to focus on core offerings.

شرکت هدف دارد خط تولید محصولات خود را باریک‌تر کند تا بر ارائه خدمات اصلی تمرکز کند.

she underwent a procedure to slenderized her figure and boost her confidence.

او تحت معایناتی برای باریک‌تر کردن اندامش و افزایش اعتماد به نفس خود قرار گرفت.

the design team worked to slenderized the phone's profile for better ergonomics.

تیم طراحی برای بهبود ارگونومی، روی باریک‌تر کردن طراحی گوشی کار کرد.

the marketing campaign focused on how the new software could slenderized business processes.

کمپین بازاریابی بر روی این تمرکز داشت که نرم‌افزار جدید چگونه می‌تواند فرآیندهای تجاری را باریک‌تر کند.

he wanted to slenderized his wardrobe, getting rid of clothes he no longer wore.

او می‌خواست کمد لباسش را باریک‌تر کند و لباس‌هایی که دیگر نمی‌پوشید را دور بریزد.

the architect proposed a slenderized design for the skyscraper to minimize its visual impact.

معمار یک طراحی باریک‌تر برای آسمان‌خراش پیشنهاد کرد تا تأثیر بصری آن را به حداقل برساند.

the goal was to slenderized the budget without sacrificing essential services.

هدف این بود که بودجه را باریک‌تر کنند بدون اینکه خدمات ضروری را قربانی کنند.

the new algorithm helps to slenderized data analysis, making it more efficient.

الگوریتم جدید به باریک‌تر کردن تجزیه و تحلیل داده‌ها کمک می‌کند و آن را کارآمدتر می‌کند.

they decided to slenderized their travel plans, opting for a shorter trip.

آنها تصمیم گرفتند برنامه‌های سفر خود را باریک‌تر کنند و یک سفر کوتاه‌تر را انتخاب کنند.

the furniture was slenderized to create a more open and airy feel in the room.

مبلمان برای ایجاد حس بازتر و دنج‌تر در اتاق، باریک‌تر شد.

the process of slenderized the manufacturing line improved overall productivity.

فرآیند باریک‌تر کردن خط تولید، بهره‌وری کلی را بهبود بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید