vent

[ایالات متحده]/vent/
[بریتانیا]/vent/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خروجی; سوراخ هوا
vt. احساسات را آزاد کردن; بیرون دادن
vi. فشار را کاهش دادن; بیرون دادن

عبارات و ترکیب‌ها

ventilation system

سیستم تهویه

air vent

ورودی هوا

give vent to

اجازه دادن به

vent on someone

خطر کردن کسی

vent gas

گازهای خروجی

vent hole

سوراخ خروجی

vent pipe

لوله خروجی

vent system

سیستم خروجی

hydrothermal vent

دهانه آب گرم

gas vent

ورودی گاز

vent on

خطر کردن

volcanic vent

دهانه آتشفشانی

vent valve

شیر خروجی

vent air

تهویه هوا

جملات نمونه

the vent blower was on high.

دمنده هوا در بالاترین حد بود.

give vent to one's anger.

اجازه دادن به خشم خود

a vent discharging steam.

یک دریچه که بخار خارج می‌کند.

voice a grievance.See Synonyms at vent 1

یک شکایت را مطرح کنید. برای مترادف‌ها به دریچه 1 مراجعه کنید

we vent our spleen on drug barons.

ما خشم خود را بر سر دلالان مواد مخدر خالی می‌کنیم.

The floods found a vent through the dikes.

سیل‌ها راهی برای خروج از طریق سیل‌بندها پیدا کردند.

airing my pet peeves.See Synonyms at vent 1

در حال بیان کارهای آزاردهنده من. برای یافتن مترادف‌ها به دریچه مراجعه کنید 1

children give vent to their anger in various ways.

کودکان خشم خود را به روش‌های مختلف نشان می‌دهند.

tumble-dryers must be vented to the outside.

دستگاه‌های خشک‌کن باید به بیرون هواگیری شوند.

give vent to one's flames of anger

اجازه دادن به شعله‌های خشم خود

Therefore, the stator and rotor and the vent was spinor into two parts.

بنابراین، استاتور، روتور و دریچه به دو قسمت تبدیل شدند.

prawn and garlic vol-au-vents and sundry other delicacies.

ول-او-ونت میگو و سیر و انواع دیگر غذاهای خوشمزه.

His anger vented itself in curses.

خشم او به شکل نفرین‌ها بروز کرد.

He vented his spleen on the assembled crowd.

او خشم خود را بر جمعیت جمع شده تخلیه کرد.

He vented his frustration on his wife.

او ناامیدی خود را بر سر همسرش خالی کرد.

When I get so frustrated and angry, I have to vent my spleen on someone.

وقتی خیلی عصبانی و ناراحت می‌شوم، باید خشمم را روی کسی خالی کنم.

he could vent his spleen on the institutions which had duped him.

او می‌توانست خشم خود را نسبت به نهادهایی که او را فریب داده بودند، بیرون بریزد.

I tried to stop myself giving full vent to my anger.

سعی کردم مانع از بروز کامل خشمم شوم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید