contain

[ایالات متحده]/kənˈteɪn/
[بریتانیا]/kənˈteɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. شامل شدن; دربر داشتن; کنترل کردن, سرکوب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

food container

ظرف غذا

containment vessel

ظرف نگهداری

containment area

منطقه نگهداری

said to contain

گفته می‌شود که حاوی است

جملات نمونه

contains no artificial flavors.

فاقد طعم‌های مصنوعی

He could contain no longer.

دیگر نمی‌توانست تحمل کند.

They suppose the box to contain books.

آنها حدس می‌زنند که جعبه شامل کتاب باشد.

to contain maps and a gazetteer

شامل نقشه‌ها و راهنمای گردشگری باشد

a lining of a container

آستر یک ظرف

a largely self-contained community

یک جامعه عمدتاً خودکفا

Smallpox can be contained by vaccination.

می‌توان آبله را با واکسیناسیون کنترل کرد.

The spyglass contains a lens.

دوربین شکاری حاوی لنزی است.

many foods contain chemical additives.

بسیاری از غذاها حاوی افزودنی های شیمیایی هستند.

a new western policy to contain the conflict in Bosnia.

یک سیاست غربی جدید برای مهار درگیری در بوسنی.

a truck containing a detachment of villagers.

یک کامیون حاوی گروهی از اهالی روستا.

the book contains a mine of information.

کتاب منبعی از اطلاعات است.

a group of self-contained flats.

گروهی آپارتمان‌های خودکفا.

it contains a mild anaesthetic to soothe the pain.

این ماده حاوی یک بی‌حسی ملایم برای تسکین درد است.

a book containing the memorabilia of a life in the theater.

کتابی حاوی یادگارهای زندگی در تئاتر.

Pig iron may contain 4% of carbon.

آهن نرم ممکن است حاوی 4 درصد کربن باشد.

نمونه‌های واقعی

Your boundless energy, which you could barely contain.

انرژی نامحدود شما که به سختی نمی‌توانستید آن را کنترل کنید.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

In between neighboring lamellae, there are spaces called lacunae, which contain bone cells called osteocytes.

بین لامل‌های همسایه، فضاهایی به نام لکونه وجود دارد که حاوی سلول‌های استخوانی به نام سلول‌های استئوسیت هستند.

منبع: Osmosis - Musculoskeletal

The article contained a plethora of information.

مقاله حاوی اطلاعات فراوانی بود.

منبع: English With Lucy (Bilingual Experience)

The container actually is the most expensive part.

در واقع، ظرف گران‌ترین بخش است.

منبع: Listening Digest

The bottle really does contain perfumed mud.

بطری واقعاً حاوی گل رس معطر است.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)

Yeah, but not because it contains America...

بله، اما نه به این دلیل که شامل آمریکا می‌شود...

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

Containing all perceptions of its romantic partner.

شامل تمام ادراکات از شریک عاشقانه خود.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

The constitution contains much that liberals admire.

قانون اساسی حاوی بسیاری از چیزهایی است که لیبرال ها تحسین می کنند.

منبع: The Economist - China

In fact, it won't contain a single ride.

در واقع، حتی یک سواری هم در آن نخواهد بود.

منبع: Listening Digest

This box contains a pheromone that attracts them.

این جعبه حاوی یک فرومون است که آن‌ها را جذب می‌کند.

منبع: BBC English Unlocked

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید