whack

[ایالات متحده]/wæk/
[بریتانیا]/wæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به شدت ضربه زدن; سخت زدن
n. یک ضربه سنگین; چیزی نادرست؛ چیزی یا کسی به طور غیرمعمول بزرگ

عبارات و ترکیب‌ها

whack a mole

کشتن موش

whack a piñata

کشتن پیناتا

whack a ball

کشتن توپ

out of whack

نامتعارف

جملات نمونه

he whacks a tape into the cassette recorder.

او یک نوار را با ضربه به دستگاه ضبط کاست قرار می‌دهد.

don't get smart or I'll whack you one.

سرت رو درد نیاری وگرنه یک سیلی بهت میزنم.

his attacker whacked him on the head.

حمله کننده به سرش ضربه زد.

the car has a top whack of 107 mph.

ماشین به حداکثر سرعت 107 مایل در ساعت میرسد.

Have you all had your whack?

آیا همه شما ضربه خود را دریافت کرده اید؟

" He pounded his fat baby hands-whack, whack-on the metal highchair tray.

he was whacked while sitting in his car.

در حالی که در ماشین نشسته بود، مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

we decided to take a whack at spotting the decade's trends.

ما تصمیم گرفتیم تلاش کنیم تا روند دهه را شناسایی کنیم.

motorists pay a fair whack for the use of the roads through taxes.

رانندگان برای استفاده از جاده ها از طریق مالیات مبلغ خوبی پرداخت می کنند.

she poured us two whacking drinks.

دو لیوان نوشیدنی خیلی قوی برای ما ریخت.

Don’t bother trying to call me on my mobile.It’s out of whack again.

سعی نکنید دوباره با تلفن همراه من تماس بگیرید. دوباره از کار افتاده است.

The Olympics have made flights and accommodation here incredibly expensive. Prices are way out of whack with normal.

المپیک باعث شده پروازها و اقامت در اینجا به طرز باورنکردنی گران شوند. قیمت ها بسیار دور از حد معمول است.

His father found him a cushy job in the office, with almost nothing to do and a whacking great salary.

پدرش یک شغل راحت در دفتر برایش پیدا کرد، تقریباً کاری برای انجام دادن نبود و حقوق بسیار خوبی داشت.

A typewriter is also appealing in its transparency — whack a key, and watch the typebar smack a letter onto a piece of paper.

یک ماشین تحریر نیز به دلیل شفافیتش جذاب است - یک کلید را فشار دهید و تماشا کنید که میله تایپ یک حرف را روی یک تکه کاغذ می‌کوبد.

نمونه‌های واقعی

And sometimes it gets hellaciously whacked.

گاهی اوقات به شدت خراب می‌شود.

منبع: Crash Course Astronomy

My sleep cycle's totally out of whack.

چرخه خواب من کاملاً به هم ریخته است.

منبع: Desperate Housewives Video Edition Season 1

It says here that a Muppet got whacked on Sesame Street last night.

اینجا نوشته شده که یک موپت شب گذشته در خیابان سسیم خیابان مورد اصابت قرار گرفت.

منبع: Friends Season 3

An obvious thought is that it got whacked, hard, by an impact long ago.

ظاهراً این فکر وجود دارد که ضرب و شوری شدیدی از یک برخورد طولانی مدت پیش دریافت کرده است.

منبع: Crash Course Astronomy

They could pound them or whack them.

می‌توانند آن‌ها را بزنند یا ضربه بزنند.

منبع: TED Talks (Audio Version) June 2015 Collection

Much obliged. What's whacked for $20, Alex?

خیلی ممنونم. چه چیزی برای ۲۰ دلار خراب است، الکس؟

منبع: Grey's Anatomy Season 2

The tycoon is in fine whack.

ثروتمند در وضعیت خوبی قرار دارد.

منبع: Discussing American culture.

George caught him and had him whacked.

جرج او را گرفت و دستور داد او را مورد اصابت قرار دهند.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

Well, it throws my WENUS out of whack.

خب، این باعث می‌شود که وِناس من به هم بریزد.

منبع: Volume 3

Now all we need to do is just take a quick whack at the alt pass, huh?

حالا فقط باید یک ضربه سریع به گذرگاه جایگزین بزنیم، مگه نه؟

منبع: Our Day This Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید