batter

[ایالات متحده]/ˈbætə(r)/
[بریتانیا]/ˈbætər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که توپ را می‌زند؛ ترکیبی از آرد، تخم‌مرغ و شیر
vt. به شدت زدن؛ کج کردن
vi. به طور مکرر زدن

عبارات و ترکیب‌ها

batter consistency

ثبات خمیر

cake batter

خمیر کیک

pancake batter

خمیر پنکیک

جملات نمونه

The batter is out.

بازیکن ضربه زن حذف شد.

There's someone battering at the door.

کسی در حال کوبیدن در است.

the film took a battering from critics.

فیلم از منتقدان مورد انتقاد شدید قرار گرفت.

a pair of battered black boots.

یک جفت چکمه‌های سیاه کهنه‌شده.

the car's paintwork was battered and scratched.

رنگ خودرو آسیب‌دیده و خراشیده شده بود.

a house battered by a hurricane;

خانه‌ای که در اثر گردباد آسیب دیده بود;

the alert stance of a batter in baseball.

حالت هوشیارانه یک بازیکن بیسبال.

The batter proofed overnight.

بازیکن ضربه زن در طول شب تمرین کرد.

The winds battered the trees.

بادها درختان را می‌کوبیدند.

He kept battering away at the door.

او به کوبیدن در ادامه داد.

We battered the door down.

ما در را با کوبیدن باز کردیم.

The batter crowded the plate.

بازیکن ضربه زن در نزدیکی صفحه جمع شد.

mutilate a statue.See Synonyms at batter 1

مجسمه را متلاشی کنید. برای مترادف ها به ضربه زن 1 مراجعه کنید.

a prisoner was battered to death with a table leg.

یک زندانی با پای میز تا سر حد مرگ کوبیده شد.

he finished the day battered and bruised.

او روز را با ضرب و جرح و کوفتگی به پایان رساند.

Dopson retired twelve batters in a row.

دپسون در یک ردیف، دوازده بازیکن را کنار گذاشت.

added milk to make the batter more liquid.

برای اینکه خمیر را روان‌تر کرد، شیر اضافه کردند.

نمونه‌های واقعی

Would you like to lick the batter?

آیا دوست دارید لعاب را لیس بزنید؟

منبع: Modern Family - Season 05

First, the pitcher pitches the ball to the batter.

ابتدا، پرتاب کننده توپ را به سمت ضربه‌کننده پرتاب می‌کند.

منبع: VOA Let's Learn English (Level 1)

Your next step is create a batter.

مرحله بعدی شما ایجاد یک خمیر است.

منبع: Gourmet Base

He's from north India. And he's a very good batter?

او اهل شمال هند است. و او یک ضربه‌کننده بسیار خوب است؟

منبع: American English dialogue

She became a fair pitcher, and she was surely a strong batter.

او به یک پرتابگر خوب تبدیل شد و مطمئناً یک ضربه‌کننده قوی بود.

منبع: American Elementary School English 5

A few hundred miles east of here, Hurricane Dorian is battering the American coast.

چند صد مایل شرق اینجاست، طوفان دورین در حال ضربه زدن به سواحل آمریکا است.

منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2019

And she put it in her batter, and it made her batter better.

و او آن را در خمیرش گذاشت و باعث شد خمیرش بهتر شود.

منبع: Learn American pronunciation with Hadar.

Monster waves, high tides and strong winds have been battering western Oregon and Washington.

امواج غول‌آسا، جزر و مد بلند و بادهای شدید در حال ضربه زدن به اورگان و واشنگتن غربی هستند.

منبع: AP Listening January 2023 Collection

Heather mixes eggs and gram flour to make a batter.

هدر تخم مرغ و آرد نخودچی را مخلوط می‌کند تا خمیری درست کند.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

I'll make a fermented batter from its pulp that'll keep indefinitely without spoiling.

من یک خمیر تخمیر شده از پالپ آن درست خواهم کرد که بدون خراب شدن به طور نامحدود نگهداری شود.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید