abyssinia

[ایالات متحده]/ˌæbi'siniə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حبشه

جملات نمونه

Abyssinia is a former name for Ethiopia.

اتیوپی سابق نام حبشه است.

She traveled to Abyssinia to learn about its culture.

او برای آشنایی با فرهنگ آن به حبشه سفر کرد.

The Abyssinian cat breed is known for its playful nature.

نژاد گربه حبشی به خاطر طبیعت بازیگوشش شناخته شده است.

Many people enjoy the unique taste of Abyssinian coffee.

بسیاری از مردم از طعم منحصر به فرد قهوه حبشه لذت می برند.

The Abyssinian crisis was a diplomatic incident in the 1930s.

بحران حبشه یک حادثه دیپلماتیک در دهه 1930 بود.

Abyssinia is located in the Horn of Africa.

حبشه در شاخ آفریقا واقع شده است.

The Abyssinian people have a rich history and heritage.

مردم حبشه دارای تاریخ و فرهنگ غنی هستند.

The Abyssinian highlands are known for their stunning landscapes.

فلات‌های حبشه به خاطر مناظر دیدنی‌اش مشهور است.

Visitors to Abyssinia often marvel at the ancient architecture.

بازدیدکنندگان از حبشه اغلب به معماری باستانی آن حیرت می‌کنند.

Abyssinia has a diverse range of wildlife and ecosystems.

حبشه دارای طیف متنوعی از حیات وحش و اکوسیستم ها است.

نمونه‌های واقعی

As one early BBC boss put it: " I didn't really care what was happening in Abyssinia."

همانطور که یکی از مدیران اولیه بی‌بی‌سی گفت: «واقعاً اهمیتی نمی‌دادم چه در اتیوپی اتفاق می‌افتد.»

منبع: The Economist (Summary)

Japan ran amok in Manchuria,   and Italy invaded Abyssinia.

ژاپن در منچوری به هرج و مرج کشیده شد و ایتالیا به اتیوپی حمله کرد.

منبع: Charming history

In October 1935 Benito Mussolini, the Fascist leader of Italy, ordered the Italian invasion of Abyssinia, modern-day Ethiopia.

در اکتبر 1935، بنیتو موسولینی، رهبر فاشیست ایتالیا، حمله ایتالیایی به اتیوپی (اتیوپی امروزی) را دستور داد.

منبع: Character Profile

Now, if I showed off before these Queens of Persia and Egypt and Abyssinia and China, merely because they worry me, I might be made even more ashamed than I have been'.

حالا، اگر قبل از این ملکه های پارس و مصر و اتیوپی و چین، صرفاً به این دلیل که نگران آنها هستم، خودنمایی کنم، ممکن است حتی بیشتر از آنچه تاکنون شرمنده شده ام، شرمنده شوم.

منبع: The story of how it came to be.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید