blonde

[ایالات متحده]/blɒnd/
[بریتانیا]/blɑːnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. رنگ روشن; داشتن پوست روشن و موهای طلایی
n. زنی با پوست روشن و موهای طلایی
Word Forms
جمعblondes

عبارات و ترکیب‌ها

blonde hair

موهای بلوند

natural blonde

بلوند طبیعی

blonde bombshell

خانم بلوند جذاب

bleached blonde

بلوند شده

platinum blonde

بلوند پلاتینی

جملات نمونه

She is a blonde with blue eyes.

او یک بلوند با چشمانی آبی است.

The actress dyed her hair blonde for the role.

بازیگر موهای خود را برای نقش به بلوند تبدیل کرد.

Blonde hair is often associated with youthfulness.

موهای بلوند اغلب با جوانی مرتبط هستند.

He prefers dating blonde women.

او ترجیح می دهد با زنان بلوند قرار قرار دهد.

The blonde girl stood out in the crowd.

دختر بلوند در میان جمعیت خودنمایی کرد.

She always wears her hair in a loose blonde braid.

او همیشه موهایش را به صورت یک بافت بلوند شل می پوشد.

The sun made her blonde hair shine.

خورشید باعث درخشندگی موهای بلوندش شد.

Blonde jokes are not always funny.

جوک های بلوند همیشه خنده دار نیستند.

He couldn't resist her charm and blonde curls.

او نمی توانست در برابر جذابیت و فرهای بلوندش مقاومت کند.

Blonde is a popular hair color choice in the summer.

بلوند یک انتخاب محبوب رنگ مو در تابستان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید