break a rule
شکستن قانون
break a record
شکستن رکورد
lunch break
استراحت ناهار
coffee break
استراحت قهوه
break the news
گزارش خبر
break a habit
شکستن عادت
break a promise
شکستن قول
break the ice
شکستن یخ
break the cycle
شکستن چرخه
break even
به نقطه سربه سر رسیدن
break through
از موانع عبور کردن
break up
جدایی
break down
تجزیه و تحلیل
take a break
استراحت کردن
break out
خارج شدن
break in
وارد شدن
break away
جدایی گرفتن
break into
وارد شدن به
break away from
جدایی از
break of
شکست
break from
استراحت از
break with
قطع رابطه با
break off
قطع کردن
break out of
خارج شدن از
elongation at break
کشیدگی در هنگام شکست
break up with
جدایی با
break the law
نقض قانون
could break
ممکن است بشکند
make or break
یا سازنده یا نابود کننده
a break with the past.
گسستن از گذشته
a break of the bridge
شکستن پل
a break in the weather
شکاف در هوا
a break in the clouds
شکاف در ابرها
break a code; break a spy ring.
شکستن رمز؛ خنثی کردن شبکه جاسوسی.
the break of day; a break in the clouds.
طلوع روز؛ شکاف در ابرها.
a weekend break in the Cotswolds.
یک تعطیلات آخر هفته در منطقه کاتسوولدز.
there's been a break-in at the shop.
سرقت از مغازه رخ داده است.
break the normal procedure
شکستن رویه معمول
break the sound barrier.
شکستن دیوار صوتی.
break in new shoes.
پوشیدن کفشهای جدید
to break a record in sports
شکستن رکورد در ورزش
Let's break for a meal.
بیایید برای یک وعده غذایی استراحت کنیم.
a break from the past
استراحت از گذشته
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید