canton

[ایالات متحده]/ˈkænˈtɔn/
[بریتانیا]/ˈkæntən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه اداری، ایالت
vt. محلات را اختصاص دهید، منطقه اداری را تقسیم کنید.

عبارات و ترکیب‌ها

Cantonese cuisine

آشپزی کانتونی

Canton Fair

نمایشگاه کانتون

canton china

کانتون، چین

جملات نمونه

Canton Fusite hundred paint factory was established in 1998.

کارخانه رنگ Canton Fusite در سال 1998 تاسیس شد.

Sunlit seeder perigastroenterostomositis rainwater prowling canton iarovize sphericality strikebound eland chloridizing backsheeting.

نور خورشید بذر perigastroenterostomositis آب باران prowling canton iarovize کروی بودن eland chloridizing backsheeting.

Cantonese cuisine is known for its delicious dim sum.

غذاهای کانتونی به خاطر دیم سام خوشمزه اش معروف است.

I love listening to Cantonese pop music.

من عاشق گوش دادن به موسیقی پاپ کانتونی هستم.

She speaks fluent Cantonese and Mandarin.

او به طور روان کانتونی و ماندارین صحبت می کند.

My favorite Chinese dialect is Cantonese.

عشق من به لهجه چینی کانتونی است.

The Canton Fair is a major trade event in China.

نمایشگاه کانتون یک رویداد تجاری بزرگ در چین است.

I want to learn Cantonese to communicate with my Cantonese-speaking friends.

من می خواهم کانتونی یاد بگیرم تا با دوستان کانتونی زبانم ارتباط برقرار کنم.

Cantonese opera is a traditional art form in southern China.

اپرا کانتونی یک شکل هنری سنتی در جنوب چین است.

Many people in Hong Kong speak Cantonese.

بسیاری از مردم هنگ کنگ به زبان کانتونی صحبت می کنند.

I enjoy watching Cantonese TV dramas.

من از تماشای درام های تلویزیونی کانتونی لذت می برم.

Learning Cantonese characters can be challenging.

یادگیری حروف کانتونی می تواند چالش برانگیز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید