caucasus

[ایالات متحده]/'kɔ:kəsəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه و رشته‌کوهی در ناحیه بین دریای سیاه و دریای خزر در جنوب روسیه.

عبارات و ترکیب‌ها

Caucasus Mountains

کوه های قفقاز

Caucasus region

منطقه قفقاز

caucasus mountains

کوه های قفقاز

caucasus region

منطقه قفقاز

caucasus countries

کشورهای قفقاز

caucasus conflict

درگیری های قفقاز

caucasus culture

فرهنگ قفقاز

caucasus peoples

ملل قفقاز

caucasus history

تاریخ قفقاز

caucasus tourism

گردشگری قفقاز

caucasus region's diversity

تنوع منطقه قفقاز

caucasus geopolitical issues

مسائل ژئوپلیتیکی قفقاز

جملات نمونه

the caucasus region is known for its diverse cultures.

منطقه قفقاز به دلیل فرهنگ‌های متنوعش شناخته شده است.

many languages are spoken in the caucasus mountains.

زبان‌های زیادی در کوه‌های قفقاز صحبت می‌شود.

the caucasus is a beautiful area for hiking.

قفقاز منطقه‌ای زیبا برای پیاده‌روی است.

geopolitical tensions often arise in the caucasus.

ناآرامی‌های ژئوپلیتیکی اغلب در قفقاز رخ می‌دهند.

tourism in the caucasus has been increasing in recent years.

گردشگری در قفقاز در سال‌های اخیر افزایش یافته است.

the caucasus has a rich history of ancient civilizations.

قفقاز دارای تاریخ غنی تمدن‌های باستانی است.

many ethnic groups inhabit the caucasus region.

گروه‌های قومی زیادی در منطقه قفقاز زندگی می‌کنند.

the caucasus mountains are home to unique wildlife.

کوه‌های قفقاز زیستگاه حیات وحش منحصر به فرد است.

climate change is affecting the ecosystems of the caucasus.

تغییرات آب و هوایی بر روی اکوسیستم‌های قفقاز تأثیر می‌گذارد.

cultural festivals are celebrated throughout the caucasus.

جشنواره‌های فرهنگی در سراسر قفقاز برگزار می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید