cowboy

[ایالات متحده]/ˈkaʊbɔɪ/
[بریتانیا]/ˈkaʊbɔɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دامدار، گاوچران؛ فرد بی‌ملاحظه، مشکل‌ساز؛ تاجر بی‌رحم.

عبارات و ترکیب‌ها

cowboy hat

کلاه کابویی

جملات نمونه

the stock characters in every cowboy film.

شخصیت‌های استاندارد در هر فیلم کابویی.

the cowboy mystique; the mystique of existentialism.

فضای اغراق‌آمیز کابوی؛ فضای اغراق‌آمیز اگزیستانسیالیسم.

Cowboys do a roundup of cows.

کابوی‌ها گاوها را گرد می‌کنند.

they are always playing cowboys and Indians .

آنها همیشه در حال بازی کابوی و سرخپوست هستند.

cowboy hats are ubiquitous among the male singers.

کلاه‌های کابوی در بین خوانندگان مرد بسیار رایج هستند.

played cowboy; played the star.

نقش کابوی را بازی کرد؛ نقش ستاره را بازی کرد.

the man who's given a whole new meaning to the term ‘cowboy’.

مردی که معنای کاملاً جدیدی به واژه «کابوی» داده است.

What's the matter there, cowboy?|Having a little trouble with the dogie?

چه مشکلی داری آنجا، کابوی؟|مشکل کمی با دوجی داری؟

Most westerns are about cowboys and Red Indians.

اکثر فیلم‌های وسترن درباره کابوی‌ها و سرخپوستان هستند.

There are too many cowboys in the business these days.

امروزه کابوی‌های زیادی در این تجارت وجود دارد.

You are looking at the annual downhill cowboy skiing competition that involves slalom and lassoing skills.

شما در حال تماشای مسابقه اسکی کابوی سالانه در سرازیری هستید که شامل مهارت‌های اسکی و بنداندازی می‌شود.

camped up their cowboy costumes with chaps, tin stars, and ten-gallon hats.

لباس‌های کابوی خود را با چاپی، ستاره‌های قلبی و کلاه‌های ده گالنی درست کردند.

Both cowboys started to reach for their guns, but the police got the drop on them both.

هر دو کابوی شروع به گرفتن اسلحه کردند، اما پلیس آنها را غافلگیر کرد.

The cowboy splashed his way across the shallow stream with his cow.

کابوی با گاو خود از جریان کم‌عمق عبور کرد.

In the Wild West there were cowboys who used to hunt down any man with a price on his head.

در غرب وحشی کابوی‌هایی بودند که به دنبال هر مردی با جایزه بر سرش می‌گشتند.

Over the years other names have been attached to this famous Arches National Park monument—Schoolmarm's Pants, Old Maid's Bloomers, and Cowboy Chaps.

در طول سال‌ها نام‌های دیگری به این بنای معروف پارک ملی ارچس متصل شده است - شلوارهای معلم، شلوارهای زن مجرد و پاپوش‌های کابوی.

نمونه‌های واقعی

Cowboy boots? I've never worn cowboy boots in my whole life.

من هیچ وقت چکمه کابوی نپوسیده ام.

منبع: Friends Season 9

There's lots of cowboys, actually. Lots of cowboys.

در واقع، کابوی های زیادی وجود دارد. کابوی های زیادی.

منبع: American English dialogue

I ran away from home to become a cowboy.

من از خانه فرار کردم تا کابوی شوم.

منبع: America The Story of Us

Advertising is everywhere, the Phillip Morris, iconic Marlboro cowboy still riding the range.

تبلیغات همه جا هستند، فیلیپ موریس، کابوی مارلبرو نمادین هنوز در حال سوارکاری در دامنه است.

منبع: BBC Listening Compilation June 2014

And I got the cowboy at a gay rodeo in Amarillo.

و من کابوی را در یک مسابقه گای در آماریاو پیدا کردم.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

When I was growing up, I wanted to be a cowboy.

وقتی بزرگ می شدم، می خواستم کابوی باشم.

منبع: This month VOA Special English

But in the Australian outback, they've reinvented the cowboy big time.

اما در مناطق دورافتاده استرالیا، آنها به طور بزرگ کابوی را دوباره نوآوری کرده اند.

منبع: Human Planet

Thank you. - Okay, come on, cowboy.

متشکرم. - باشه، بیا، کابوی.

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

I had a cowboy themed party and we had like, hay bales everywhere.

من یک مهمانی با مضمون کابوی داشتم و ما مانند، خرمن در همه جا داشتیم.

منبع: Idol speaks English fluently.

The outfit for a cowboy identified him.

لباس یک کابوی او را مشخص می کرد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید