frankish

[ایالات متحده]/ˈfræŋkiʃ/
[بریتانیا]/ˈfræŋkɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به فرانک‌ها، زبان فرانکی یا فرهنگ فرانکی
n. زبان غرب ژرمنی که توسط فرانک‌ها صحبت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

Frankish kingdom

پادشاهی فرنگ

Frankish warriors

جنگجویان فرنگ

نمونه‌های واقعی

The Egyptian sultan Saladin had captured Jerusalem from the Frankish crusader states in 1187.

سلطان مصر، صلاح‌الدین، اورشلیم را از دولت‌های صلیبی فرنگ در سال 1187 به دست گرفت.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

They married Frankish women, adopted the French language, and soon started converting from Norse paganism to Christianity.

آنها با زنان فرنگ ازدواج کردند، زبان فرانسه را اقتباس کردند و به زودی شروع به تغییر دین از نروژی باستان به مسیحیت کردند.

منبع: TED-Ed (video version)

With Aquitaine under control, the Frankish  Emperor, Charlemagne, set his sights on Spain.

با کنترل آکی‌تن، امپراتور فرنگ، شارلمن، هدف خود را به اسپانیا معطوف کرد.

منبع: Charming history

This act established what the Frankish Emperors  would eventually call the Holy Roman Empire.

این اقدام، آنچه که امپراتوران فرنگ در نهایت امپراتوری مقدس روم نامیدند، تأسیس کرد.

منبع: Charming history

But when he overextended himself with an attack on the cathedral city of Chartres in 911, Rollo's forces were given a bloody nose by the Frankish magnate Robert of Neustria.

اما زمانی که با حمله به شهر کلیسایی شارتر در سال 911، بیش از حد پیش رفت، نیروهای رولو ضربه‌ای سهمگین از رابرت نه‌ستریای فرنگ دریافت کردند.

منبع: The Economist - Arts

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید