jacob

[ایالات متحده]/ˈdʒeikəb/
[بریتانیا]/ˈdʒekəb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. [کتاب مقدس] یعقوب (جد اسرائیلی‌ها)؛ یعقوب (یک نام مردانه)
Word Forms
جمعjacobs

جملات نمونه

Jacob is a common name in many English-speaking countries.

جیکوب نامی رایج در بسیاری از کشورهای انگلیسی زبان است.

My friend Jacob is an excellent cook.

دوست من جیکوب یک سرآشپز عالی است.

Jacob has a passion for playing the guitar.

جیکوب علاقه زیادی به نواختن گیتار دارد.

She always relies on Jacob for good advice.

او همیشه برای مشورت خوب به جیکوب تکیه می کند.

Jacob and his brother are very close.

جیکوب و برادرش بسیار صمیمی هستند.

Jacob's favorite hobby is hiking in the mountains.

علاقه جیکوب به کوهنوردی در کوه ها است.

Jacob excels in mathematics and science.

جیکوب در ریاضیات و علوم مهارت دارد.

Jacob's dream is to travel around the world.

رویای جیکوب سفر در سراسر جهان است.

Jacob is known for his kindness and generosity.

جیکوب به خاطر مهربانی و سخاوتش شناخته می شود.

Jacob always wears a smile on his face.

جیکوب همیشه لبخند بر لب دارد.

نمونه‌های واقعی

This is the Jacob Sheep with four horns.

این گوسفند جیکوب با چهار شاخ است.

منبع: National Geographic (Children's Section)

10.advise you rig jacob's ladder on port side.

10. به شما توصیه می کنم نردبان جیکوب را در سمت بندر نصب کنید.

منبع: Maritime English listening

The appeal came from the UN humanitarian coordinator in Syria, Jacob Hilo. Allan Johnson reports.

این درخواست از هماهنگ کننده بشردوستانه سازمان ملل متحد در سوریه، جیکب هیو، آمده است. آلن جانسون گزارش می دهد.

منبع: BBC Listening September 2015 Collection

So Twiglets Jacob, you're a bit of me.

بنابراین توییگلتس جیکوب، شما کمی از من هستید.

منبع: Star Snack Review

Jacob and Company, if you're looking for a good steak.

جیکوب و شرکت، اگر به دنبال یک استیک خوب هستید.

منبع: A day’s diet of a celebrity.

The Lord loves the gates of Zion more than all the other dwellings of Jacob.

خداوند عاشق دروازه های صهیون بیشتر از تمام سایر مسکن های جیکوب است.

منبع: 19 Psalms Musical Bible Theater Version - NIV

Then my first Florida story, Jacob's Ladder, brought in the fantastic sum of seven hundred dollars.

سپس داستان اول فلوریدای من، نردبان جیکوب، مبلغ فوق العاده هفتصد دلار به ارمغان آورد.

منبع: Cross Stream (Part 1)

Patented by New York socialite Mary Phelps Jacob a few years later, though things like it go back hundreds of years.

ماری پیلز جیکوب، یک زن اجتماعی نیویورکی، چند سال بعد آن را ثبت کرد، اگرچه چنین چیزهایی به صدها سال قبل باز می گردد.

منبع: CNN Fashion English Selection

The only way I could shake free of her was to write of her, and she was Florry in Jacob's Ladder.

تنها راهی که می توانستم از شر او خلاص شوم این بود که در مورد او بنویسم و او فلوری در نردبان جیکوب بود.

منبع: Cross Stream (Part 1)

They must have powerful motives for a secret residence, or be reduced to a destitute condition indeed, who seek a refuge in Jacob's Island.

آنها باید انگیزه های قدرتمندی برای یک اقامتگاه مخفی داشته باشند، یا واقعاً به چنین وضعیت بی سرپناهی تن دهند، کسانی که به دنبال پناهگاهی در جزیره جیکوب هستند.

منبع: Oliver Twist (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید