beef jerky
پیتزا گوشتی
jerk around
تکان دادن
jerk out
برداشتن
stop jerking
توقف کردن
jerky movement
حرکت ناپایدار
jerking motion
حرکت تکان دادن
turkey jerky
پیتزا گوشتی گاو
jerk someone
کسی را تکان دادن
start jerking
شروع به تکان دادن
jerky ride
سفر ناپایدار
the driver jerked the steering wheel to avoid the deer in the road.
راننده جعبهای را به سرعت به سمت چپ یا راست میکشید تا از گازگرفتن گوزن روی جاده جلوگیری کند.
stop jerking me around and give me a straight answer.
دست کم از من فریب نده و به من یک پاسخ مستقیم بده.
the jerry-built shelter collapsed during the storm.
پناهگاهی که به طور موقت ساخته شده بود در طی بارش فروپاشید.
he felt a sudden jerk in his leg as he stood up.
وقتی او بلند شد، یک لرزش ناگهانی در پایش احساس کرد.
don't be such a jerk about the situation.
در مورد این وضعیت چنین رفتاری نکن.
the old wooden bridge looked jerry-built and unsafe.
پل چوبی قدیمی به نظر میرسید که به طور موقت ساخته شده و ناایمن است.
she gave the rope a sharp jerk to pull it tight.
او به طناب یک ضربه تیز زد تا آن را محکم کشد.
he's just being a total jerk by ignoring your calls.
او فقط با نادیدن تماسهای شما یک کلی از چنین رفتاری میکند.
the cart made a jerking motion as it moved down the bumpy road.
تاریک در حال حرکت روی جاده تند و تکهتکه حرکت میکرد.
we used jerry cans to transport the fuel across the desert.
ما از ظروف جری برای حمل سوخت از طریق صحرا استفاده کردیم.
the car's engine made a strange jerking sound before stalling.
موتور ماشین قبل از اینکه متوقف شود، یک صدای غریب و لرزشی ایجاد کرد.
beef jerky
پیتزا گوشتی
jerk around
تکان دادن
jerk out
برداشتن
stop jerking
توقف کردن
jerky movement
حرکت ناپایدار
jerking motion
حرکت تکان دادن
turkey jerky
پیتزا گوشتی گاو
jerk someone
کسی را تکان دادن
start jerking
شروع به تکان دادن
jerky ride
سفر ناپایدار
the driver jerked the steering wheel to avoid the deer in the road.
راننده جعبهای را به سرعت به سمت چپ یا راست میکشید تا از گازگرفتن گوزن روی جاده جلوگیری کند.
stop jerking me around and give me a straight answer.
دست کم از من فریب نده و به من یک پاسخ مستقیم بده.
the jerry-built shelter collapsed during the storm.
پناهگاهی که به طور موقت ساخته شده بود در طی بارش فروپاشید.
he felt a sudden jerk in his leg as he stood up.
وقتی او بلند شد، یک لرزش ناگهانی در پایش احساس کرد.
don't be such a jerk about the situation.
در مورد این وضعیت چنین رفتاری نکن.
the old wooden bridge looked jerry-built and unsafe.
پل چوبی قدیمی به نظر میرسید که به طور موقت ساخته شده و ناایمن است.
she gave the rope a sharp jerk to pull it tight.
او به طناب یک ضربه تیز زد تا آن را محکم کشد.
he's just being a total jerk by ignoring your calls.
او فقط با نادیدن تماسهای شما یک کلی از چنین رفتاری میکند.
the cart made a jerking motion as it moved down the bumpy road.
تاریک در حال حرکت روی جاده تند و تکهتکه حرکت میکرد.
we used jerry cans to transport the fuel across the desert.
ما از ظروف جری برای حمل سوخت از طریق صحرا استفاده کردیم.
the car's engine made a strange jerking sound before stalling.
موتور ماشین قبل از اینکه متوقف شود، یک صدای غریب و لرزشی ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید