micronesia

[ایالات متحده]/ˌmaikrəuˈni:ziə/
[بریتانیا]/ˌmaɪkroˈniʒə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از جزایر کوچک در اقیانوس آرام غربی.

نمونه‌های واقعی

In separate negotiations America signed agreements with Micronesia to expand economic assistance to the Pacific island nation.

در مذاکرات جداگانه، آمریکا با میکونزی توافقاتی را برای گسترش کمک‌های اقتصادی به کشور جزیره‌ای اقیانوس آرام امضا کرد.

منبع: The Economist (Summary)

The two mariners wrote a giant S.O.S. message in the sand of an uninhabited island in Micronesia, Hawaii.

دو دریانورد یک پیام بزرگ S.O.S. را در شن‌های یک جزیره غیرمسکونی در میکونزی، هاوایی نوشتند.

منبع: AP Listening August 2016 Collection

Following recent Japanese diplomatic efforts, South Korea and Micronesia have lifted their opposition.

پس از تلاش‌های دیپلماتیک اخیر ژاپن، کره جنوبی و میکونزی مخالفت خود را لغو کردند.

منبع: Daily foreign publication original text

But chances are it is way less than the bills facing inhabitants of remote islands such as those of the Federated States of Micronesia.

اما احتمالاً بسیار کمتر از هزینه‌هایی است که ساکنان جزایر دورافتاده مانند ایالات فدرال میکونزی با آن روبرو هستند.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید