milan

[ایالات متحده]/miˈlæn,miˈlɑ:n/
[بریتانیا]/mɪˈlæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میلان (شهر در شمال ایتالیا)

عبارات و ترکیب‌ها

Milan Cathedral

مدائن میلانو

inter milan

اینتر میلان

جملات نمونه

Milan is famous for its fashion industry.

میلان به خاطر صنعت مدش مشهور است.

She bought a designer handbag from Milan.

او یک کیف دستی طراح از میلان خرید.

The Milan Cathedral is a stunning architectural masterpiece.

کلیسای جامع میلان یک شاهکار معماری خیره‌کننده است.

Milan is known for its delicious Italian cuisine.

میلان به خاطر آشپزی خوشمزه ایتالیایی خود مشهور است.

He traveled to Milan for a business conference.

او برای یک کنفرانس تجاری به میلان سفر کرد.

Milan is a vibrant city with a rich cultural heritage.

میلان یک شهر پر جنب و جوش با میراث فرهنگی غنی است.

The fashion show in Milan featured top designers.

نمایش مد در میلان شامل طراحان برتر بود.

Milan is a popular destination for shopping and sightseeing.

میلان یک مقصد محبوب برای خرید و تماشای مناظر است.

The Milanese people are known for their elegant style.

مilanese به خاطر سبک ظریف خود مشهور هستند.

Milan Fashion Week attracts fashion enthusiasts from around the world.

هفته مد میلان علاقه مندان به مد را از سراسر جهان جذب می کند.

نمونه‌های واقعی

Oh, wait, did you send those contracts to Milan?

لحظه ای صبر کنید، آیا آن قراردادها را برای میلان ارسال کردید؟

منبع: Friends Season 7

Then, in 1482, he moved to Milan.

سپس در سال 1482 به میلان نقل مکان کرد.

منبع: Past English Major Level 4 Listening Exam Questions (with Translations)

This man was the duke of Milan.

این مرد دوک میلان بود.

منبع: Fluent Speaking

Nearby, Mohammed scans the arrivals board in Milan station.

نزدیک، محمد به تابلو ورود مسافران در ایستگاه میلان نگاه می کند.

منبع: VOA Standard May 2015 Collection

And in Milan it was called a coatzoni.

و در میلان به آن کواتزونی می گفتند.

منبع: Oxford University's "The Beautiful Princess"

Not as good as it was in Milan.

به خوبی آن چیزی که در میلان بود، نبود.

منبع: Creative Cloud Travel

In Italy you think of Turin and Milan.

در ایتالیا به تورین و میلان فکر می کنید.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

He left Milan because the French invaded Italy.

او میلان را ترک کرد زیرا فرانسه ایتالیا را به اشغال خود درآورد.

منبع: Fluent Speaking

Finally I'll finish up my trip in Milan.

در نهایت، سفرم را در میلان به پایان خواهم رساند.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

Clashes have been reported in Milan, Turin, and Naples.

درگیری ها در میلان، تورین و ناپل گزارش شده است.

منبع: BBC Listening Collection October 2020

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید