mosul

[ایالات متحده]/ˈməʊzəl/
[بریتانیا]/ˈmoʊzəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شهری در شمال عراق

عبارات و ترکیب‌ها

mosul city

شهر موصل

mosul region

منطقه موصل

mosul conflict

درگیری در موصل

mosul battle

نبرد موصل

mosul airport

فرودگاه موصل

mosul reconstruction

بازسازی موصل

mosul heritage

میراث موصل

mosul offensive

حمله موصل

mosul province

استان موصل

mosul residents

ساکنان موصل

جملات نمونه

the city of mosul has a rich history.

شهر موصل تاریخ غنی دارد.

many people were displaced from mosul during the conflict.

بسیاری از مردم در طول درگیری از موصل آواره شدند.

tourists are beginning to visit mosul again.

گردشگران دوباره شروع به بازدید از موصل کرده اند.

mosul is known for its ancient architecture.

موصل به خاطر معماری باستانی خود شناخته شده است.

the battle for mosul was intense and devastating.

نبرد برای موصل شدید و ویرانگر بود.

efforts to rebuild mosul are ongoing.

تلاش‌ها برای بازسازی موصل ادامه دارد.

many cultural artifacts were lost in mosul.

بسیاری از آثار فرهنگی در موصل از بین رفتند.

the people of mosul are resilient and hopeful.

مردم موصل انعطاف پذیر و امیدوار هستند.

mosul's markets are vibrant and bustling.

بازارهای موصل پر جنب و جوش و پر رونق هستند.

education in mosul is slowly recovering.

آموزش در موصل به آرامی در حال بهبود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید