sal

[ایالات متحده]/sɑːl/
[بریتانیا]/sæl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. لیزر نیمه‌رسانا

عبارات و ترکیب‌ها

sea salt

نمک دریا

salt shaker

شیکر نمک

salted butter

کره نمک‌دار

kosher salt

نمک کوشر

Epsom salt

نمک اپسوم

rock salt

نمک سنگ

جملات نمونه

Sales immediately began to sizzle.

فروش ها بلافاصله شروع به رونق کرد.

flat sales for the month.

فروش‌های بدون تغییر در طول ماه.

car sales were buoyant.

فروش خودروها رونق داشت.

a go-go sales executive.

یک مدیر اجرایی فروش پر جنب و جوش.

director of sales and marketing.

مدیر فروش و بازاریابی

worldwide sales of television rights.

فروش جهانی حقوق تلویزیونی.

the sales division of a company

بخش فروش یک شرکت

a peppery sales clerk.

یک کارشناس فروش تند و تیز

a door-to-door sales representative.

یک نماینده فروش در در

a hyperkinetic sales pitch.

یک معرفی فروش بسیار فعال.

in your capacity as sales manager.

با توجه به نقش شما به عنوان مدیر فروش.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید