shia

[ایالات متحده]/[ˈʃiːə]/
[بریتانیا]/[ˈʃiːə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضویت در شاخه‌ای از اسلام که علی را جانشین مشروع محمد (ص) می‌داند؛ شاخه شیعه اسلام.
adj. مربوط به یا ویژگی شاخه شیعه اسلام.

عبارات و ترکیب‌ها

shia labeouf

شیعای لبیوف

shia muslim

شیع مسلمان

shia faith

شیعه گرایی

shia are

شیعیان هستند

shia beliefs

اعتقادات شیعه

shia sect

فرقه‌ی شیعه

shia community

جامعه‌ی شیعه

shia tradition

سنّت شیعه

shia scholars

علماى شیعه

shia heritage

میراث شیعه

جملات نمونه

the shia community faced discrimination in some regions.

جامعه شیعه در برخی مناطق با تبعیض روبرو بود.

he is a devout shia muslim.

او یک مسلمان شیعه مذهبی است.

the historical split between sunni and shia led to conflict.

شکاف تاریخی بین سنی و شیعه منجر به درگیری شد.

shia scholars often emphasize the importance of family.

دانشمندان شیعه اغلب بر اهمیت خانواده تاکید می‌کنند.

the shia pilgrimage to karbala is a significant event.

زیارت شیعیان به کربلا یک رویداد مهم است.

there is a strong shia presence in lebanon.

حضور قوی شیعیان در لبنان وجود دارد.

shia leaders advocate for social justice.

رهبران شیعه از عدالت اجتماعی حمایت می‌کنند.

the shia faith has a rich cultural heritage.

شیعه دارای میراث فرهنگی غنی است.

he supports the rights of shia minorities.

او از حقوق اقلیت‌های شیعه حمایت می‌کند.

the shia tradition includes mourning rituals.

آیین شیعه شامل مراسم سوگواری است.

many shia people observe muharram with solemnity.

بسیاری از مردم شیعه ماه محرم را با جدیّت و وقار جشن می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید