stefan

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استفان (یک نام مردانه)

جملات نمونه

Stefan is a talented musician.

استفان یک نوازنده با استعداد است.

She asked Stefan for his opinion on the matter.

او از استفان نظرش را در مورد موضوع خواست.

Stefan always brings a positive energy to the team.

استفان همیشه انرژی مثبت به تیم می‌آورد.

The project was successfully completed thanks to Stefan's hard work.

این پروژه با تلاش استفان با موفقیت به اتمام رسید.

Stefan's dedication to his work is truly inspiring.

تعهد استفان به کارش واقعاً الهام‌بخش است.

Stefan's passion for photography is evident in his stunning photos.

اشتیاق استفان به عکاسی در عکس‌های خیره‌کننده او آشکار است.

Stefan's sense of humor always lightens up the mood.

حس شوخ طبعی استفان همیشه حال و هوا را بهتر می‌کند.

Stefan's leadership skills have greatly benefited the team.

مهارت‌های رهبری استفان به طور قابل توجهی به تیم کمک کرده است.

Stefan is known for his kindness and generosity.

استفان به خاطر مهربانی و سخاوتش شناخته شده است.

Stefan's dedication to helping others is truly admirable.

تعهد استفان به کمک به دیگران واقعاً قابل تحسین است.

نمونه‌های واقعی

You wouldn't mind, would you, Elena? -It's up to stefan.

شما مخالف نخواهید بود، مریوان؟ - بستگی به استفان دارد.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید