sunnite

[ایالات متحده]/ˈsʌnaɪt/
[بریتانیا]/ˈsʌnaɪt/

ترجمه

n. یک عضو از شاخه سنی اسلام

عبارات و ترکیب‌ها

sunnite majority

اکثریت سنی

sunnite beliefs

اعتقادات سنی

sunnite community

جامعه سنی

sunnite leaders

رهبران سنی

sunnite practices

اعمال و روش‌های سنی

sunnite traditions

تقاليدات سنی

sunnite scholars

علما و دانشمندان سنی

sunnite teachings

آموزه‌های سنی

sunnite faction

گروه سنی

sunnite identity

هویت سنی

جملات نمونه

the sunnite community is very active in interfaith dialogues.

جامعه سنی در گفتگوهای بین ادیانی بسیار فعال است.

many sunnite scholars contribute to islamic jurisprudence.

بسیاری از دانشمندان سنی به فقه اسلامی کمک می کنند.

the sunnite perspective on theology is diverse and rich.

دیدگاه سنی در مورد الهیات متنوع و غنی است.

understanding sunnite beliefs is essential for cultural awareness.

درک باورهای سنی برای آگاهی فرهنگی ضروری است.

the sunnite branch of islam has millions of followers worldwide.

شاخه سنی اسلام میلیون ها طرفدار در سراسر جهان دارد.

sunnite traditions often emphasize community and consensus.

رسوم سنی اغلب بر جامعه و اجماع تاکید می کنند.

many sunnite leaders advocate for peace and tolerance.

بسیاری از رهبران سنی از صلح و مدارا حمایت می کنند.

the sunnite view on leadership differs from that of the shia.

دیدگاه سنی در مورد رهبری با شیعه متفاوت است.

sunnite practices vary from region to region.

اعمال سنی از منطقه به منطقه متفاوت است.

there are many historical texts that discuss sunnite philosophy.

متون تاریخی زیادی وجود دارد که در مورد فلسفه سنی بحث می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید