turkey

[ایالات متحده]/ˈtɜːki/
[بریتانیا]/ˈtɜːrki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک غذا که به طور سنتی در روز شکرگزاری و کریسمس خورده می‌شود؛ شخصی که احمق یا ناموفق است

عبارات و ترکیب‌ها

roast turkey

گوشت غاز برشته

Thanksgiving turkey

گوشت بوقلمون در روز شکرگزاری

turkey dinner

شام بوقلمون

turkey sandwich

ساندویچ بوقلمون

cold turkey

قطع ناگهانی

wild turkey

بوقلمون وحشی

go cold turkey

قطع ناگهانی کردن

جملات نمونه

defrost the turkey slowly.

به آرامی گوشت بوقلمون را یخ‌زدایی کنید.

turkey with apple dressing.

ترکیه با سس سیب.

the turkey will be done to a turn .

بوقلمون به خوبی پخته خواهد شد.

roast turkey and all the fixings

مرغ برشته و تمام مخلفات

roast turkey with all the trimmings.

مرغ برشته با تمام مخلفات.

to swell like a turkey cock

مانند یک قرقاول متورم شدن

the traditional turkey with all the trimmings

غاز سنتی با تمام زینت ها

I had to go cold turkey .

من مجبور بودم به طور ناگهانی آن را ترک کنم.

turkey was followed by dessert.

بعد از گوشت بوقلمون، دسر سرو شد.

The turkey was served with a garnish of parsley.

غذا با تزئین گندمی سرو شد.

The turkey was brought smoking hot to the table.

بوقلمون داغ و دود کرده به میز آورده شد.

strut like a turkey cock

قدم زدن مانند یک خروس

a dog run; a turkey run.

فضای دویدن سگ؛ فضای دویدن بوقلمون.

A Turkey carpet adorned the floor.

فرش ترکیه ای کف را تزئین کرده بود.

It’s traditional to eat turkey at Thanksgiving.

خوردن بوقلمون در روز شکرگزاری یک رسم است.

The turkey is large enough to feed a dozen.

قوس بزرگ به اندازه کافی است که بتواند یک دوازده نفر را سیر کند.

he stopped in Turkey en route to Geneva.

او در ترکیه در مسیر ژنو توقف کرد.

that turkey will feed ten people with some to spare.

آن بوقلمون می‌تواند ده نفر را سیر کند و مقداری هم باقی بماند.

نمونه‌های واقعی

To breed a turkey! That's really interesting!

پرورش یک بوقلمون! این واقعاً جالب است!

منبع: 6 Minute English

She eats a turkey with her family.

او با خانواده‌اش یک بوقلمون می‌خورد.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

Would you help me dress the turkey?

آیا حاضرید به من کمک کنید تا بوقلمون را آماده کنم؟

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

The early bird, in this case, gets the turkey.

در این مورد، پرنده‌ای که زودتر می‌رسد، بوقلمون را می‌گیرد.

منبع: CNN 10 Student English November 2021 Compilation

I am sorry, but there is no turkey.

متاسفم، هیچ بوقلمونی وجود ندارد.

منبع: Modern Family - Season 03

Just as soon as you shoot your turkey.

همین که بوقلمون خود را سر بریدید.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

They cooked an entire turkey in one hour.

آنها یک بوقلمون کامل را در یک ساعت پختند.

منبع: Modern Family - Season 10

Oh. Well, we can't give you our turkey.

اوه. خب، نمی‌توانیم بوقلمون خود را به شما بدهیم.

منبع: Modern Family - Season 03

Yes...and I'm going to cook roast turkey!

بله... و من قصد دارم بوقلمون کبابی درست کنم!

منبع: National College Student English Competition Category C

The meal includes the traditional turkey, stuffing, produce, and dessert.

این وعده غذایی شامل بوقلمون سنتی، فیلینگ، محصولات و دسر است.

منبع: VOA Standard English_Americas

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید