vicky

[ایالات متحده]/'viki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام مستعار برای ویکتوریا، که همچنین به صورت ویکی یا ویکی نوشته می‌شود.

جملات نمونه

Vicky is a talented musician.

ویکی یک نوازنده با استعداد است.

I always enjoy chatting with Vicky.

من همیشه از گپ و گفت با ویکى لذت مى برم.

Vicky's artwork is truly inspiring.

هنر ویکى واقعاً الهام بخش است.

Let's ask Vicky for advice on this matter.

بیایید از ویکى در این مورد مشورت بگیریم.

Vicky has a great sense of style.

ویكى سلیقه خوبى در مورد لباس پوشیدن دارد.

I admire Vicky's dedication to her work.

من به تعهد ویکى به کارش احترام مى گذارم.

Vicky always brings positive energy to the team.

ویكى همیشه انرژی مثبت به تیم مى آورد.

I trust Vicky to handle this project efficiently.

من به ویکى اعتماد دارم تا این پروژه را به طور کارآمد انجام دهد.

Vicky's passion for cooking is contagious.

اشتیاق ویکى به آشپزیى مسرى است.

Let's invite Vicky to join us for dinner tonight.

بیایید ویکى را به شام امشب دعوت کنیم.

نمونه‌های واقعی

I'm with cristina and you're getting married in two weeks vicky.

من با کریستینا هستم و شما دو هفته دیگر ازدواج خواهید کرد ویکتوری.

منبع: The movie of Qiu Qiu.

And that was exactly what vicky valued above all else.

و دقیقا همان چیزی بود که ویکتوری بیشتر از همه به آن اهمیت می داد.

منبع: The movie of Qiu Qiu.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید