abalone

[ایالات متحده]/əˈbɑːlɒn/
[بریتانیا]/əˈbælən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی نرم‌تن دریایی خوراکی با صدفی بسیار ارزشمند.
Word Forms
جمعabalones

عبارات و ترکیب‌ها

abalone meat

گوشت آب‌نوس

fresh abalone

آب‌نوس تازه

dried abalone

آب‌نوس خشک شده

abalone soup

سوپ آب‌نوس

abalone farm

مزرعه آب‌نوس

black abalone

آب‌نوس سیاه

red abalone

آب‌نوس قرمز

abalone pearl

مروارید آب‌نوس

abalone grill

سیخ آب‌نوس

جملات نمونه

abalone is a type of edible sea snail.

abalone نوعی حلزون دریایی خوراکی است.

the abalone was grilled to perfection.

حلزون آب‌بنی به خوبی گریل شد.

abalone is a delicacy in many asian cuisines.

حلزون آب‌بنی در بسیاری از غذاهای آسیایی یک غذای لذیذ است.

the chef prepared a delicious abalone soup.

سرآشپز یک سوپ حلزون آب‌بنی خوشمزه تهیه کرد.

she sliced the abalone thinly for the salad.

او حلزون آب‌بنی را به صورت نازک برای سالاد برش زد.

abalone is known for its rich, buttery flavor.

حلزون آب‌بنی به دلیل طعم غنی و خامه‌ای‌اش شناخته شده است.

the abalone farm raises sustainable seafood.

مزرعه حلزون آب‌بنی، غذاهای دریایی پایدار را پرورش می‌دهد.

abalone shells are sometimes used in jewelry.

از صدف حلزون آب‌بنی گاهی اوقات در جواهرات استفاده می‌شود.

the abalone industry is important to the local economy.

صنعت حلزون آب‌بنی برای اقتصاد محلی مهم است.

he savored the taste of the fresh abalone.

او از طعم حلزون آب‌بنی تازه لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید