abdicates

[ایالات متحده]/ˌæbdɪˈkeɪts/
[بریتانیا]/ˌædɪˈkeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از تاج و تخت، قدرت یا ادعای آن دست کشیدن یا کنار گذاشتن;; از یک موقعیت قدرت استعفا دادن؛

عبارات و ترکیب‌ها

abdicates the throne

تنفس از سلطنت

abdicates responsibility

تنفس از مسئولیت

abdicates power

تنفس از قدرت

abdicates his/her position

تنفس از مقام

refuses to abdicate

امکان ندارد از سلطنت تنفس کند

forced to abdicate

اجبار به تنفس از سلطنت

abdicates control

تنفس از کنترل

voluntarily abdicates

به طور داوطلبانه تنفس می‌کند

abdicates leadership

تنفس از رهبری

abdicates from duty

تنفس از وظیفه

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید