abdicates the throne
تنفس از سلطنت
abdicates responsibility
تنفس از مسئولیت
abdicates power
تنفس از قدرت
abdicates his/her position
تنفس از مقام
refuses to abdicate
امکان ندارد از سلطنت تنفس کند
forced to abdicate
اجبار به تنفس از سلطنت
abdicates control
تنفس از کنترل
voluntarily abdicates
به طور داوطلبانه تنفس میکند
abdicates leadership
تنفس از رهبری
abdicates from duty
تنفس از وظیفه
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید