abnormalcies

[ایالات متحده]/ˌæbˈnɔːrməlsiːz/
[بریتانیا]/ˌæbˈnɔːrməlsiz/

ترجمه

n. چیزهایی که غیرمعمول یا غیرطبیعی هستند؛ انحرافات از آنچه که انتظار می‌رود.

جملات نمونه

the medical team detected several abnormalcies in the patient's scans.

تیم پزشکی چندین ناهنجاری را در اسکن‌های بیمار تشخیص داد.

routine checks revealed some minor abnormalcies in the engine.

بررسی‌های روتین برخی ناهنجاری‌های جزئی در موتور را نشان داد.

the scientist noted the abnormalcies in the data and began further investigation.

دانشمند ناهنجاری‌ها را در داده‌ها یادداشت کرد و تحقیقات بیشتری را آغاز کرد.

these electrical readings show several obvious abnormalcies.

این مقادیر الکتریکی نشان دهنده چندین ناهنجاری آشکار است.

the engineer carefully examined the system for any signs of abnormalcies.

مهندس به دقت سیستم را برای هرگونه نشانه از ناهنجاری بررسی کرد.

ignoring these warning signs could lead to more serious abnormalcies later on.

نادیده گرفتن این علائم هشدار دهنده می‌تواند منجر به ناهنجاری‌های جدی‌تر در آینده شود.

the report highlighted the abnormalcies in the financial records.

گزارش بر ناهنجاری‌ها در سوابق مالی تأکید کرد.

he attributed the abnormalcies to a faulty sensor.

او ناهنجاری‌ها را به یک سنسور معیوب نسبت داد.

the doctor advised further tests to investigate the abnormalcies.

پزشک آزمایشات بیشتری را برای بررسی ناهنجاری‌ها توصیه کرد.

continuous monitoring is necessary to detect any potential abnormalcies.

نظارت مداوم برای تشخیص هرگونه ناهنجاری احتمالی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید