abrocome

[ایالات متحده]/ˈæbrəkəʊm/
[بریتانیا]/ˈæbrəkoʊm/

ترجمه

n. یک حیوان خانواده گوزن که از جنس Abrocoma است و از نژادی که در کوه‌های анدرس در آمریکای جنوبی زیست، شبیه به گوزن با پوشش نرمی که به چینچیلایی شبیه است.
شکل‌های واژه
جمعabrocomes

جملات نمونه

the small abrocome is native to the andes mountains.

ابروکوم کوچک از میان جنگل‌های اندس می‌باشد.

a furry abrocome searches for food among the rocks.

یک ابروکوم پشمی در میان سنگ‌ها به دنبال غذا می‌گردد.

we saw an abrocome resting on a stone ledge.

ما یک ابروکوم را روی یک تکه سنگ نشسته دیدیم.

the abrocome uses its whiskers to navigate dark caves.

ابروکوم از بارگوش‌هایش برای حرکت در ارکان تاریک استفاده می‌کند.

an abrocome scurried away to escape the approaching predator.

یک ابروکوم به سرعت فرار کرد تا از شکارچی نزدیک فرار کند.

this abrocome species has a distinct gray coat.

این گونه ابروکوم پوستی خاکستری متمایز دارد.

the ashy abrocome is one of the most common species.

ابروکوم خاکستری یکی از گونه‌های رایج است.

an abrocome diet consists mostly of tender vegetation.

خوراک ابروکوم از گیاهان نرم تشکیل شده است.

spotting a rare abrocome in the wild is difficult.

دیدن یک ابروکوم نادر در طبیعت دشوار است.

the abrocome has sharp claws for climbing steep slopes.

ابروکوم دارای چشمهای تیز برای بالا رفتن شیب‌های تند است.

local people sometimes hunt the abrocome for food.

گاهی مردم محلی ابروکوم را برای غذا می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید