the absolver
پاککننده
the priest acted as one of the absolvers for the parish community.
پریست به عنوان یکی از افراد معافکننده در جامعه کلیسا عمل میکرد.
rituals involving designated absolvers have existed for centuries.
ریتولهایی که شامل افراد معافکننده مشخص شدهاند، از قرون میلادی گذشته وجود داشتهاند.
the king served as the highest judge and ultimate absolver of crimes.
پادشاه به عنوان قاضی اصلی و معافکننده نهایی جرایم خدمت میکرد.
psychologists often function as silent absolvers for their patients' trauma.
روانشناسان اغلب به عنوان معافکنندههای خاموش برای افسردگی بیماران خود عمل میکنند.
strict rules guide the church regarding who can be valid absolvers.
قوانین سختگیرانهای وجود دارد که کلیسا را در مورد اینکه چه کسانی میتوانند معافکنندههای معتبر باشند، راهنمایی میکند.
in the story, time acts as the silent absolver of all past wrongs.
در داستان، زمان به عنوان معافکننده خاموش تمام اشتباهات گذشته عمل میکند.
many sought out the monks known as powerful absolvers of sin.
بسیاری از افراد به نامهای موناکهای معروف به عنوان معافکنندههای قدرتمند گناه جستجو کردند.
the confessional screen separates penitents from their absolvers.
پرده اعتراف بین افرادی که عبادت میکنند و معافکنندگان آنها قرار دارد.
true forgiveness does not require human absolvers to be effective.
عفو واقعی نیازی به معافکنندگان انسانی برای اثبات نمیکند.
the documentary examined the role of absolvers in medieval society.
مستند به نقش معافکنندگان در جامعه میانهای میپرداخت.
he viewed the lawyers as technical absolvers of legal liability.
او وکیلها را به عنوان معافکنندگان فنی مسئولیت قانونی دید.
the absolver
پاککننده
the priest acted as one of the absolvers for the parish community.
پریست به عنوان یکی از افراد معافکننده در جامعه کلیسا عمل میکرد.
rituals involving designated absolvers have existed for centuries.
ریتولهایی که شامل افراد معافکننده مشخص شدهاند، از قرون میلادی گذشته وجود داشتهاند.
the king served as the highest judge and ultimate absolver of crimes.
پادشاه به عنوان قاضی اصلی و معافکننده نهایی جرایم خدمت میکرد.
psychologists often function as silent absolvers for their patients' trauma.
روانشناسان اغلب به عنوان معافکنندههای خاموش برای افسردگی بیماران خود عمل میکنند.
strict rules guide the church regarding who can be valid absolvers.
قوانین سختگیرانهای وجود دارد که کلیسا را در مورد اینکه چه کسانی میتوانند معافکنندههای معتبر باشند، راهنمایی میکند.
in the story, time acts as the silent absolver of all past wrongs.
در داستان، زمان به عنوان معافکننده خاموش تمام اشتباهات گذشته عمل میکند.
many sought out the monks known as powerful absolvers of sin.
بسیاری از افراد به نامهای موناکهای معروف به عنوان معافکنندههای قدرتمند گناه جستجو کردند.
the confessional screen separates penitents from their absolvers.
پرده اعتراف بین افرادی که عبادت میکنند و معافکنندگان آنها قرار دارد.
true forgiveness does not require human absolvers to be effective.
عفو واقعی نیازی به معافکنندگان انسانی برای اثبات نمیکند.
the documentary examined the role of absolvers in medieval society.
مستند به نقش معافکنندگان در جامعه میانهای میپرداخت.
he viewed the lawyers as technical absolvers of legal liability.
او وکیلها را به عنوان معافکنندگان فنی مسئولیت قانونی دید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید