acanthocyte

[ایالات متحده]/əˈkænθəsaɪt/
[بریتانیا]/əˈkænθəsaɪt/

ترجمه

n. یک گلبول قرمز غیرطبیعی که دارای پروجکشن‌های نامنظم، تیز و چریخ‌های سطحی است و معمولاً با بیماری‌های کبدی و اختلالات متابولیک خاصی مرتبط است.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

acanthocyte count

تعداد آکانتوسیت‌ها

acanthocytes present

وجود آکانتوسیت‌ها

increased acanthocytes

افزایش آکانتوسیت‌ها

acanthocyte morphology

مorfولوژی آکانتوسیت‌ها

acanthocyte percentage

درصد آکانتوسیت‌ها

rare acanthocytes

آکانتوسیت‌های نادر

numerous acanthocytes

تعداد زیادی آکانتوسیت

peripheral acanthocytes

آکانتوسیت‌های اطرافی

acanthocyte shape

شکل آکانتوسیت‌ها

acanthocyte formation

تشکیل آکانتوسیت‌ها

جملات نمونه

the peripheral blood smear revealed numerous acanthocytes, indicating possible liver disease.

میکرواسکوپی خون پریفریکال نشان دهنده وجود تعداد زیادی آکانتوسیت‌ها بود که ممکن است نشان دهنده بیماری کبدی باشد.

laboratory analysis showed an elevated acanthocyte count in the patient's sample.

تحلیل آزمایشگاهی نشان داد که تعداد آکانتوسیت‌ها در نمونه بیمار افزایش یافته است.

acanthocyte morphology is characterized by irregular, spiny projections on the cell surface.

مorfولوژی آکانتوسیت‌ها با پروجکشن‌های نامنظم و تیغ‌مانند روی سطح سلول مشخص می‌شود.

the presence of acanthocytes suggests a diagnosis of abetalipoproteinemia.

وجود آکانتوسیت‌ها نشان دهنده تشخیص ابتالیپوپروتئینمیا است.

clinicians monitor acanthocyte percentage to assess disease progression.

کلینیسیست‌ها درصد آکانتوسیت‌ها را برای ارزیابی پیشرفت بیماری پیگیری می‌کنند.

the laboratory technician identified acanthocytes during routine microscopic examination.

تکنیسیون آزمایشگاهی در طول معاینه میکروسکوپی معمولی آکانتوسیت‌ها را شناسایی کرد.

acanthocyte formation can be triggered by cholesterol metabolism disorders.

تشکیل آکانتوسیت‌ها ممکن است توسط اختلالات متابولیسم کلسترول القا شود.

advanced microscopy revealed subtle acanthocyte abnormalities in the sample.

میکروسکوپی پیشرفته ناهاره‌های نازک آکانتوسیت‌ها را در نمونه آشکار کرد.

the research team correlated acanthocyte levels with neurological symptoms.

تیم تحقیق سطح آکانتوسیت‌ها را با علائم عصبی هم‌بسته کرد.

treatment protocols aim to reduce acanthocyte production in affected patients.

پروتکل‌های درمانی به دنبال کاهش تولید آکانتوسیت‌ها در بیماران مبتلا هستند.

genetic testing confirmed the link between the mutation and acanthocyte development.

آزمایش ژنتیکی ارتباط بین جهش و توسعه آکانتوسیت‌ها را تأیید کرد.

hematologists frequently encounter acanthocytes in patients with mcardle disease.

هماتولوژیست‌ها اغلب آکانتوسیت‌ها را در بیماران مبتلا به بیماری مکاردل می‌بینند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید