accoucheur

[ایالات متحده]/əˈkuːʃeɪ/
[بریتانیا]/ˌækəˈʃʊər/

ترجمه

n. ماما یا متخصص زایمان مرد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

accoucheur on duty

ماماي در حالت آماده باش

a skilled accoucheur

یک ماما ماهر

an experienced accoucheur

یک ماما با تجربه

جملات نمونه

the accoucheur delivered the baby with care and skill.

زایمانگر با مراقبت و مهارت کودک را به دنیا آورد.

she called upon the accoucheur to assist her during labor.

او برای کمک در طول زایمان از زایمانگر کمک خواست.

the accoucheur was highly respected in the community for his expertise.

زایمانگر به دلیل تخصصش در جامعه بسیار مورد احترام بود.

he is a skilled accoucheur with many years of experience.

او یک زایمانگر ماهر با سال‌ها تجربه است.

the accoucheur provided emotional support to the new mother.

زایمانگر از مادر جدید حمایت عاطفی کرد.

an experienced accoucheur can make a difference in a difficult delivery.

یک زایمانگر با تجربه می‌تواند در زایمان دشوار تفاوت ایجاد کند.

the hospital employed several skilled accoucheurs to attend to births.

بیمارستان چندین زایمانگر ماهر را برای رسیدگی به زایمان‌ها استخدام کرد.

she chose a midwife, or accoucheur, to help her with the birth.

او یک ماما یا زایمانگر را برای کمک به زایمان انتخاب کرد.

the accoucheur explained the process of labor in detail.

زایمانگر فرآیند زایمان را به تفصیل شرح داد.

he was grateful for the skills and care of the accoucheur.

او از مهارت و مراقبت‌های زایمانگر سپاسگزار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید