acidifier

[ایالات متحده]/ˈæsɪˌdaɪfər/
[بریتانیا]/əˈsɪdɪˌfaɪər/

ترجمه

n. ماده‌ای که اسیدیته یک محلول را افزایش می‌دهد.
Word Forms

جملات نمونه

the food manufacturer uses acidifier in their products to adjust the ph level.

تولید کننده غذا از اسیدیفایر در محصولات خود برای تنظیم سطح pH استفاده می کند.

citric acid is a common natural acidifier used in beverages.

اسید سیتریک یک اسیدیفایر طبیعی رایج است که در نوشیدنی ها استفاده می شود.

adding an acidifier to the soil can help improve plant growth.

افزودن اسیدیفایر به خاک می تواند به بهبود رشد گیاهان کمک کند.

the lab technician carefully measured the amount of acidifier needed for the experiment.

تکنسین آزمایشگاه با دقت مقدار اسیدیفایر مورد نیاز برای آزمایش را اندازه گیری کرد.

some acidifiers are used to preserve food and extend its shelf life.

برخی از اسیدیفایرها برای حفظ غذا و افزایش ماندگاری آن استفاده می شوند.

the doctor recommended an acidifier to help with indigestion.

پزشک یک اسیدیفایر را برای کمک به گوارش توصیه کرد.

choosing the right acidifier depends on the specific application and desired outcome.

انتخاب اسیدیفایر مناسب به کاربرد خاص و نتیجه دلخواه بستگی دارد.

the formula for this product includes a blend of different acidifiers.

فرمول این محصول شامل ترکیبی از اسیدیفایر های مختلف است.

understanding the properties of various acidifiers is crucial for effective use.

درک خواص اسیدیفایر های مختلف برای استفاده موثر بسیار مهم است.

the manufacturer provides detailed information about the acidifier used in their product.

تولید کننده اطلاعات دقیقی در مورد اسیدیفایر مورد استفاده در محصول خود ارائه می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید