acidifies

[ایالات متحده]/ˈæsɪˌdaɪz/
[بریتانیا]/əˈsɪdɪfaɪz/

ترجمه

v. چیزی را اسیدی‌تر کردن؛ افزایش اسیدیته چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

acidifies the environment

محیط زیست را اسیدی می‌کند

acidifies soil conditions

شرایط خاک را اسیدی می‌کند

acidifying agents

عوامل اسیدی‌کننده

can acidifies beverage

می‌تواند نوشیدنی را اسیدی کند

جملات نمونه

ocean acidifies as carbon dioxide levels rise.

اقیانوس در اثر افزایش سطح دی‌اکسید کربن، اسیدی می‌شود.

the excess fertilizer acidifies the soil.

افزایش کود شیمیایی باعث اسیدی شدن خاک می‌شود.

these chemicals can acidify your body fluids.

این مواد شیمیایی می‌توانند مایعات بدن شما را اسیدی کنند.

the pollution acidifies the water supply.

آلودگی آب را اسیدی می‌کند.

acid rain acidifies lakes and streams.

باران اسیدی دریاچه‌ها و رودخانه‌ها را اسیدی می‌کند.

the diet can acidify your system.

این رژیم غذایی می‌تواند سیستم شما را اسیدی کند.

stress can acidifies the body.

استرس می‌تواند بدن را اسیدی کند.

the bacteria in your gut acidifies food.

باکتری‌های روده غذا را اسیدی می‌کنند.

the vinegar acidifies the salad dressing.

سرکه باعث اسیدی شدن سس سالاد می‌شود.

the diet is too acidic and can acidifies your bones.

این رژیم غذایی بیش از حد اسیدی است و می‌تواند استخوان‌های شما را اسیدی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید