acids

[ایالات متحده]/[ˈæsɪd]/
[بریتانیا]/[ˈæsɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ماده شیمیایی با pH کمتر از 7؛ ماده‌ای که پروتون اهدا می‌کند یا الکترون می‌پذیرد؛ ماده‌ای با طعم ترش؛ فردی که بدبین یا منتقد است.
v. به شدت تحت تأثیر قرار دادن یا تأثیر گذاشتن؛ ترش شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

strong acids

اسیدهای قوی

carboxylic acids

اسیدهای کربوکسیلیک

acids rain

باران اسیدی

contain acids

دارای اسید

test for acids

آزمایش برای اسیدها

neutralize acids

خنثی کردن اسیدها

acids react

اسیدها واکنش می‌دهند

dilute acids

اسیدهای رقیق

forming acids

تشکیل اسیدها

organic acids

اسیدهای آلی

جملات نمونه

the lab contained various strong acids for analysis.

آزمایشگاه حاوی اسیدهای قوی مختلف برای تجزیه و تحلیل بود.

always wear gloves when handling acids to protect your skin.

همیشه هنگام کار با اسیدها از دستکش استفاده کنید تا از پوست خود محافظت کنید.

the reaction required a dilute acid solution.

واکنش به یک محلول اسید رقیق نیاز داشت.

acids can corrode metal surfaces over time.

اسیدها می‌توانند در طول زمان سطوح فلزی را فرسوده کنند.

neutralization occurs when acids and bases react.

خنثی‌سازی زمانی رخ می‌دهد که اسیدها و بازها واکنش می‌دهند.

hydrochloric acid is a common laboratory reagent.

اسید هیدروکلریک یک معرف آزمایشگاهی رایج است.

the soil's acidity affected plant growth.

اسیدیته خاک بر رشد گیاهان تأثیر گذاشت.

we used litmus paper to test for acids.

ما از کاغذ لیتیم برای تست اسیدها استفاده کردیم.

strong acids are highly corrosive and dangerous.

اسیدهای قوی بسیار خورنده و خطرناک هستند.

the acid rain damaged the forest ecosystem.

باران اسیدی اکوسیستم جنگل را تخریب کرد.

carefully dispose of acid waste according to regulations.

زباله‌های اسیدی را طبق مقررات به دقت دور بریزید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید