acrylics

[ایالات متحده]/ˈæk.rɪlɪks/
[بریتانیا]/əˈkrɪlɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنگ‌های اکریلیک یا واسط مورد استفاده در نقاشی؛ نوعی پلاستیک ساخته شده از رزین اکریلیک.

عبارات و ترکیب‌ها

acrylics painting

نقاشی با اکریلیک

acrylics artist

هنرمند اکریلیک

acrylics tutorial

آموزش اکریلیک

acrylics on canvas

اکرولیک روی بوم

acrylics brush strokes

ضربات قلم موی اکریلیک

acrylics colors palette

پالت رنگ‌های اکریلیک

acrylics painting techniques

تکنیک‌های نقاشی با اکریلیک

acrylics drying time

زمان خشک شدن اکریلیک

acrylics and watercolors

اکرولیک و آبرنگ

جملات نمونه

she loves using acrylics to paint landscapes.

او عاشق استفاده از اکریلیک برای نقاشی منظره است.

the artist specializes in portraits done with acrylics.

هنرمند در خلق پرتره‌هایی با استفاده از اکریلیک تخصص دارد.

acrylics are a versatile medium for artists.

اکریلیک یک رسانهٔ متنوع برای هنرمندان است.

the painting was done with vibrant acrylics.

نقاشی با اکریلیک‌های زنده و پررنگ انجام شد.

acrylics dry quickly, which is great for layering techniques.

اکریلیک‌ها به سرعت خشک می‌شوند که برای تکنیک‌های لایه‌گذاری عالی است.

he experimented with different acrylics to achieve the desired effect.

او با اکریلیک‌های مختلف آزمایش کرد تا به جلوه دلخواه برسد.

acrylic paints come in a wide range of colors.

رنگ‌های اکریلیک در طیف گسترده‌ای از رنگ‌ها عرضه می‌شوند.

the student used acrylics for her first art project.

دانشجو از اکریلیک برای اولین پروژه هنری خود استفاده کرد.

acrylics can be used on canvas, paper, or wood.

می‌توان از اکریلیک روی بوم، کاغذ یا چوب استفاده کرد.

the artist mixed acrylics with water to create a thinner paint.

هنرمند اکریلیک را با آب مخلوط کرد تا رنگ رقیق‌تری ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید