adenomegaly

[ایالات متحده]/ˌædənəˈmɛɡəli/
[بریتانیا]/ˌædənəˈmeɡəli/

ترجمه

n. بزرگ شدن غیرطبیعی یک غده.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

prostate adenomegaly

بزرگ شدن پروستات

hepatic adenomegaly

بزرگی غده‌ای کبدی

lymphadenomegaly and adenomegaly

بزرگی غدد لنفاوی و بزرگ شدن غده

benign adenomegaly

بزرگ شدن غده خوش خیم

treatment for adenomegaly

درمان بزرگی غده

جملات نمونه

the patient presented with splenic adenomegaly.

بیمار با بزرگنمایی طحال ارائه شد.

lymph node adenomegaly is a common symptom of infection.

بزرگنمایی غدد لنفاوی یک علامت شایع عفونت است.

the ultrasound revealed significant liver adenomegaly.

سونوگرافی بزرگنمایی قابل توجه کبد را نشان داد.

adenomegaly can be caused by various factors, including inflammation and infection.

بزرگنمایی می تواند ناشی از عوامل مختلف از جمله التهاب و عفونت باشد.

medical imaging is often used to diagnose adenomegaly.

تصویربرداری پزشکی اغلب برای تشخیص بزرگنمایی استفاده می شود.

treatment for adenomegaly depends on the underlying cause.

درمان بزرگنمایی به علت زمینه‌ای بستگی دارد.

the patient's splenic adenomegaly was resolved with antibiotics.

بزرگنمایی طحال بیمار با آنتی بیوتیک برطرف شد.

adenomegaly can sometimes be a sign of a more serious underlying condition.

بزرگنمایی گاهی اوقات می تواند نشانه یک بیماری زمینه ای جدی تر باشد.

the doctor explained the possible causes of the patient's adenomegaly.

پزشک علل احتمالی بزرگنمایی بیمار را توضیح داد.

early detection and treatment of adenomegaly can improve outcomes.

تشخیص و درمان زودهنگام بزرگنمایی می تواند نتایج را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید