tweak

[ایالات متحده]/twiːk/
[بریتانیا]/twiːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیچ; چرخش; بی‌صبری
vt. پیچاندن; محکم کشیدن; با تمام نیرو استفاده کردن

عبارات و ترکیب‌ها

make a tweak

اصلاح یک مورد

minor tweak

اصلاح جزئی

tweak a design

اصلاح یک طرح

software tweak

اصلاح نرم‌افزار

جملات نمونه

he tweaked the boy's ear.

او گوش پسر را دستکاری کرد.

Ultimate Windows Tweaker V1.

بهینه‌ساز ویندوز نهایی V1

He gave the boy’s ear a painful tweak.

او گوش پسر را با یک دستکاری دردناک لمس کرد.

* Registry Tweaker [Win, 1.

* Registry Tweaker [Win, 1.

engineers tweak the car's operating systems during the race.

مهندسان در طول مسابقه سیستم عامل خودرو را تنظیم می‌کنند.

This causes it to polymerise and then change shape, which means the ophthalmologist can tweak the lens to alter its power.

این باعث می‌شود تا منبسط شود و سپس شکل آن تغییر کند، به این معنی که چشم‌پزشک می‌تواند لنز را تنظیم کند تا قدرت آن را تغییر دهد.

Additional, my individual has a remedial constipation and eupeptic tweak, the both hands before sleeping namely is put on abdomen left, both sides is kneaded 100 times each, very the canal uses!

اضافی، فرد من یک یبوست اصلاحی و یک تغییرات خوب دارد، هر دو دست قبل از خواب به طور خاص روی شکم چپ قرار می گیرند، هر دو طرف 100 بار ماساژ می شوند، کانال بسیار استفاده می کند!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید