adorado

[ایالات متحده]/[əˈdɔːrədəʊ]/
[بریتانیا]/[əˈdɔːrədoʊ]/

ترجمه

n. شخصی که دوست داریم
v. صورت گذاره گذشته از 'adore' که به معنای 'adorable' است
adj. دوست داشتنی؛ عزیز

جملات نمونه

he is an adored member of the local community.

او یک عضو مورد علاقه در جامعه محلی است.

the singer walked onto the stage to the cheers of her adored fans.

خواننده به پیش‌ صحنه رفت به سر دادن فن‌های مورد علاقه‌اش.

she has adored her grandmother since she was a little girl.

او از زمانی که کودک بود، نان‌مادرش را مورد علاقه داشته است.

this old car was my father's most adored possession.

این ماشین قدیمی بیشترین مورد علاقه پدر من بود.

the teacher was adored by all her students for her patience.

معلم به دلیل صبرش توسط تمام دانش‌آموزانش مورد علاقه بود.

my adored husband bought me these flowers for our anniversary.

همسر مورد علاقه من به من این گل‌ها را به مناسبت سالگرد ما خرید.

the puppy looked up at his owner with adored eyes.

سگ جوجه‌ای با چشمان مورد علاقه به صاحب خود نگاه کرد.

despite his flaws, he remained the public's most adored figure.

با وجود عیوبش، او هنوز به عنوان شخصیت مورد علاقه عموم باقی ماند.

we will always cherish the memory of our adored friend.

ما همیشه یاد مورد علاقه‌مان را گرامی می‌گیریم.

she adored the beautiful necklace that he gave her for christmas.

او گردنبند زیبایی که او برای او در جشن عید غفران به او داد را مورد علاقه داشت.

the critic praised the director's adored new film.

بازیگر جدید کارگردان مورد علاقه را تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید