advises against
علیه هشدار میدهد
advises on
در مورد توصیه میکند
advises strongly against
علیه شدیداً هشدار میدهد
the doctor advises patients to eat healthy foods.
پزشک به بیماران توصیه میکند غذاهای سالم بخورند.
my advisor advises me to focus on my studies.
مشاور من به من توصیه میکند روی تحصیلاتم تمرکز کنم.
the coach advises the team to practice harder.
مربی به تیم توصیه میکند بیشتر تمرین کنند.
she advises against traveling during peak season.
او علیه سفر در فصل اوج توصیه میکند.
the lawyer advises his client to accept the settlement.
وکیل به موکلش توصیه میکند که توافق را بپذیرد.
he advises me to learn a new language.
او به من توصیه میکند یک زبان جدید یاد بگیرم.
the teacher advises students to participate in class.
معلم به دانشآموزان توصیه میکند در کلاس شرکت کنند.
my parents advise me to be more responsible.
والدین من به من توصیه میکنند بیشتر مسئولیتپذیر باشم.
the guide advises tourists to bring warm clothes.
راهنما به گردشگران توصیه میکند لباس گرم بیاورند.
she advises against making any rash decisions.
او علیه اتخاذ هرگونه تصمیم عجولانه توصیه میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید