agednesses

[ایالات متحده]/ˈeɪdʒdənəsiz/
[بریتانیا]/AYJDnuh-sihz/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت پیر بودن؛ سالخوردگی.

جملات نمونه

the different agednesses of the population contribute to a diverse society.

سنین مختلف جمعیت به ایجاد یک جامعه متنوع کمک می کند.

her research focused on the impact of agednesses on cognitive function.

تحقیقات او بر روی تأثیر سنین مختلف بر عملکرد شناختی متمرکز بود.

the museum exhibits artifacts from various agednesses throughout history.

موزه آثار باستانی از سنین مختلف در طول تاریخ را به نمایش می گذارد.

recognizing the importance of different agednesses in a team is crucial for success.

تشخیص اهمیت سنین مختلف در یک تیم برای موفقیت بسیار مهم است.

the program aims to cater to the needs of people across all agednesses.

این برنامه با هدف پاسخگویی به نیازهای افراد در تمام سنین است.

he has a wealth of experience gained over many agednesses.

او تجربه زیادی دارد که در طول سالیان متمادی به دست آورده است.

the policy considers the unique challenges faced by different agednesses.

این سیاست چالش های منحصر به فردی را که افراد در سنین مختلف با آن روبرو هستند، در نظر می گیرد.

understanding the needs of diverse agednesses is essential for effective healthcare.

درک نیازهای افراد در سنین مختلف برای ارائه مراقبت های بهداشتی موثر ضروری است.

the study analyzed data from individuals across a wide range of agednesses.

این مطالعه داده ها را از افراد در طیف وسیعی از سنین تجزیه و تحلیل کرد.

the company values the contributions of employees from all agednesses.

این شرکت از مشارکت های کارکنان در تمام سنین قدردانی می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید