agers

[ایالات متحده]/eɪdʒər/
[بریتانیا]/AY-jer/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که چیزی را پیر یا بالغ می‌کند، اغلب در فرآوری مواد غذایی استفاده می‌شود؛ یک فرد مسن؛ یک شهروند سالخورده.

عبارات و ترکیب‌ها

time ager

عامل زمان

life ager

عامل زندگی

biological ager

عامل بیولوژیکی

chronological ager

عامل زمانی

جملات نمونه

he's a seasoned ager with decades of experience in the field.

او یک متخصص باتجربه با دهه‌ها تجربه در این زمینه است.

he's an ager who knows how to handle delicate situations with grace.

او یک متخصص است که می‌داند چگونه با ظرافت با موقعیت‌های حساس کنار بیاید.

the ager carefully monitored the progress of the aging process.

متخصص با دقت روند فرآیند پیری را رصد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید