agnail

[ایالات متحده]/ˈeɪɡneɪl/
[بریتانیا]/ˈægˌnāl/

ترجمه

n. تکه کوچک و پاره‌ای از پوست در لبه‌ی ناخن انگشت دست یا پا.; ناحیه عفونی پوست در اطراف ناخن انگشت دست یا پا.
Word Forms
جمعagnails

عبارات و ترکیب‌ها

have an agnail

دار بودن میخ‌گوشتی

get an agnail

گرفتن میخ‌گوشتی

an infected agnail

میخ‌گوشتی عفونی

agnail pain

درد میخ‌گوشتی

treat an agnail

درمان میخ‌گوشتی

a common agnail

میخ‌گوشتی رایج

agnails on fingers

میخ‌گوشتی روی انگشتان

جملات نمونه

she carefully trimmed her agnail with nail clippers.

او با دقت ناخن‌هایش را با استفاده از قیچی ناخن مرتب کرد.

the constant picking at her agnail made it worse.

برداشتن مداوم ناخن باعث بدتر شدن آن شد.

he tried to hide his painful agnail under a bandage.

او سعی کرد ناخن دردش را زیر باند پنهان کند.

don't pick at your agnails, it can lead to infection.

ناخن‌های خود را نچینید، ممکن است باعث عفونت شود.

moisturize your hands regularly to avoid dry, cracked skin and agnails.

برای جلوگیری از خشکی، ترک خوردگی و ناخن، به طور منظم دست‌های خود را مرطوب کنید.

the cold weather made her skin dry and prone to agnails.

سرما باعث خشکی پوست و مستعد شدن آن به ناخن شد.

he had a small, painful agnail on his thumb.

او یک ناخن کوچک و دردناک روی انگشت شست خود داشت.

a sharp object can easily cause an agnail.

یک جسم تیز به راحتی می تواند باعث ایجاد ناخن شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید