alabaman

[ایالات متحده]/ˌæləˈbæmən/
[بریتانیا]/ˌæləˈbæmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساکن یا اهل ایالت آلاباما در ایالات متحده
adj. مربوط به آلاباما
شکل‌های واژه
جمعalabamen

جملات نمونه

the alabaman senator voted against the new bill.

نایب رئیس جمهور ایالت آلاباما علیه قانون جدید رأی داد.

she is proud of her deep alabaman heritage.

او از میراث عمیق آلابامایی خود می‌گوید.

an alabaman accent is often distinct in the south.

accent آلابامایی در جنوب معمولاً متمایز است.

every alabaman resident values their southern hospitality.

همه ساکنین آلاباما ارزش گرمی جنوبی خود را می‌گذارند.

the famous author is alabaman by birth.

نویسنده معروف از زادگاه آلاباما است.

he wears his alabaman roots like a badge of honor.

او ریشه‌های آلابامایی خود را مانند یک نشانه افتخار می‌پوشید.

this style of cooking is characteristically alabaman.

این سبک پخت و پز به‌طور خاص آلابامایی است.

my alabaman neighbor brought over a delicious peach cobbler.

همسایه آلابامایی من یک پودینگ نectarine لذیذ آورد.

the team recruited a talented alabaman quarterback.

تیم یک چارتر بازیکن آلابامایی مهارتمند استخدام کرد.

being alabaman means enduring very hot, humid summers.

بودن آلابامایی به معنای تحمل تابستان‌های بسیار گرم و مرطوب است.

the museum features a special exhibit on alabaman history.

موزه یک نمایشگاه ویژه درباره تاریخ آلاباما دارد.

that distinct alabaman dialect can be heard throughout the region.

این گویش متمایز آلابامایی در سراسر منطقه قابل شنیدن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید