alcess

[ایالات متحده]/ˈæl.ses/
[بریتانیا]/ˈæl.ses/

ترجمه

n. سیستم ذخیره انرژی (اختصار); الکس (جنس گوزن)

جملات نمونه

the knight watched the large alcess move gracefully through the dense forest.

ریزگر درختان چوبدار را به آرامش و با زیبایی دنبال می‌کرد.

hunters rarely encounter an alcess during the winter months.

کاچک‌ها در ماه‌های زمستانی به نادرایی با یک ریزگر مواجه می‌شوند.

the biologist tracked the alcess to study its migratory patterns.

بیولوژیست ریزگر را دنبال کرد تا الگوهای مهاجرتی آن را مطالعه کند.

an alcess can weigh up to eight hundred pounds.

یک ریزگر می‌تواند تا ۸۰۰ پوند وزن داشته باشد.

we observed the alcess drinking water from the clear stream.

ما ریزگر را در حال نوشیدن آب از جریان آب شفاف مشاهده کردیم.

the hungry alcess stripped the bark from the birch tree.

ریزگر گرسنه پوست درخت چیپلی را از روی آن جدا کرد.

finding a fossilized alcess skull is a rare discovery.

یافتن یک فسیل سر ریزگر یک کشف نادر است.

the shy alcess retreated into the bushes when it heard noise.

ریزگر خجالت‌پذیر وقتی که صدایی شنید، به زیر درختان پس گرفت.

observers noted the distinct white markings on the alcess.

مشاهدگران نشانه‌های سفید متمایز روی ریزگر را یادداشت کردند.

the ancient cave painting depicted an alcess resting by a river.

نقاشی که در گوره‌ای قدیمی کشیده شده بود، یک ریزگر را در حال استراحت در کنار رودخانه نشان می‌داد.

a young alcess stayed close to its mother for protection.

یک ریزگر جوان نزد مادرش می‌ماند تا امنیت داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید