alcoholizes

[ایالات متحده]/ˌælkoʊˈhaɪlɪzɪz/
[بریتانیا]/ˌalkəˈhaɪlaɪzɪz/

ترجمه

v الکلی کردن یا شدن؛ با الکل درمان کردن

جملات نمونه

the process of fermentation alcoholizes the grape juice.

فرآیند تخمیر، آب‌میوه‌ی انگور را الکلی می‌کند.

certain bacteria can alcoholize sugars into alcohol.

برخی باکتری‌ها می‌توانند قندها را به الکل الکلی کنند.

the new law aims to reduce the number of people who alcoholize excessively.

قانون جدید هدف دارد تا تعداد افرادی که به طور بیش از حد الکل مصرف می‌کنند را کاهش دهد.

excessive drinking alcoholizes the brain, leading to impaired function.

مصرف بیش از حد الکل، مغز را الکلی کرده و منجر به اختلال در عملکرد می‌شود.

their celebration quickly alcoholizes, turning into a drunken brawl.

جشن آنها به سرعت الکلی شده و به یک درگیری مستانه تبدیل می‌شود.

he tries to alcoholize his sorrows with cheap whiskey.

او سعی می‌کند غم‌های خود را با ویسکی ارزان الکلی کند.

the use of artificial sweeteners does not alcoholize the body.

استفاده از شیرین‌کننده‌های مصنوعی بدن را الکلی نمی‌کند.

this medication can alcoholize your system, making you drowsy.

این دارو می‌تواند سیستم شما را الکلی کرده و باعث خواب‌آلودگی شما شود.

the partygoers alcoholized themselves to oblivion by the end of the night.

تا پایان شب، مهمانان الکل‌مصرف‌کنندگان خود را به چنین حد الکلی کردند که دیگر هوشیار نبودند.

he's trying to find a way to alcoholize his fruit juice without using alcohol.

او سعی می‌کند راهی برای الکلی کردن آب میوه‌های خود بدون استفاده از الکل پیدا کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید