aldosteronisms

[ایالات متحده]/ˌɔːldəˈstɛrənɪzəmz/
[بریتانیا]/ˌɑːldəˈstrerɒnɪzəmz/

ترجمه

n. شرایطی که با تولید بیش از حد آلدسترون، هورمونی که تعادل نمک و آب در بدن را تنظیم می‌کند، مشخص می‌شود.

جملات نمونه

the patient's symptoms were consistent with aldosteronisms.

علائم بیمار با آلدسترونیسم مطابقت داشت.

aldosteronisms can lead to high blood pressure.

آلدسترونیسم می‌تواند منجر به فشار خون بالا شود.

treatment for aldosteronisms often involves medication.

درمان آلدسترونیسم اغلب شامل دارو است.

doctors diagnose aldosteronisms through blood and urine tests.

پزشکان آلدسترونیسم را از طریق آزمایش خون و ادرار تشخیص می‌دهند.

untreated aldosteronisms can have serious health consequences.

آلدسترونیسم‌های درمان نشده می‌توانند عواقب جدی برای سلامتی داشته باشند.

aldosteronisms is a hormonal disorder that affects the adrenal glands.

آلدسترونیسم یک اختلال هورمونی است که غدد فوق کلیوی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

genetic factors can contribute to the development of aldosteronisms.

عوامل ژنتیکی می‌توانند در ایجاد آلدسترونیسم نقش داشته باشند.

symptoms of aldosteronisms can include fatigue, headaches, and swelling.

علائم آلدسترونیسم می‌تواند شامل خستگی، سردرد و تورم باشد.

early detection and treatment of aldosteronisms is important.

تشخیص و درمان زودهنگام آلدسترونیسم مهم است.

lifestyle changes can help manage the symptoms of aldosteronisms.

تغییرات سبک زندگی می‌تواند به مدیریت علائم آلدسترونیسم کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید