alembic

[ایالات متحده]/ˈælɛmbɪk/
[بریتانیا]/ælˈɛmbɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه تقطیر که شامل یک بالن و یک تقطیرکننده است، معمولاً برای تصفیه مایعات با گرم کردن و تقطیر آنها استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعalembics

جملات نمونه

the alchemist used an alembic to distill essential oils.

الکیمیاگر از یک آلات برای تقطیر روغن های ضروری استفاده کرد.

a traditional alembic is a simple distillation apparatus.

یک آلات سنتی یک دستگاه تقطیر ساده است.

the alchemist carefully monitored the alembic during the distillation process.

الکیمیاگر به دقت آلات را در طول فرآیند تقطیر زیر نظر داشت.

the alembic hissed as the liquid boiled and condensed.

آلات در حالی که مایع می جوشید و متراکم می شد، صدا می داد.

they used an antique alembic to make their homemade gin.

آنها از یک آلات قدیمی برای تهیه جین خانگی خود استفاده کردند.

the alembic was a key tool in the alchemist's workshop.

آلات یک ابزار کلیدی در کارگاه الکیمیاگر بود.

the alembic produced fragrant vapors that filled the room.

آلات بخارات خوشبو تولید کرد که اتاق را پر کرد.

he cleaned the alembic thoroughly after each use.

او پس از هر بار استفاده، آلات را به طور کامل تمیز کرد.

the alembic is a testament to the ingenuity of ancient alchemists.

آلات گواهی بر نبوغ کیمیاگران باستانی است.

she carefully poured the distilled liquid from the alembic into a glass.

او با دقت مایع تقطیر شده را از آلات داخل یک لیوان ریخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید