algolagnias

[ایالات متحده]/ælˈɡɒlədʒniːəs/
[بریتانیا]/al-GOH-la-nee-uhss/

ترجمه

n. سادیسم جنسی یا لذت از وارد کردن درد به دیگران

جملات نمونه

the patient suffered from chronic algolagnias in her joints.

بیمار از آلگولاگنیای مزمن در مفاصل خود رنج می‌برد.

algolagnias can significantly impact a person's quality of life.

آلگولاگنیا می‌تواند به طور قابل توجهی بر کیفیت زندگی یک فرد تأثیر بگذارد.

the doctor prescribed medication to alleviate the patient's algolagnias.

پزشک دارویی برای تسکین آلگولاگنیای بیمار تجویز کرد.

her constant algolagnias made it difficult to perform daily tasks.

آلگولاگنیای مداوم او انجام کارهای روزمره را دشوار می‌کرد.

the researchers are studying new treatments for chronic algolagnias.

محققان در حال بررسی درمان‌های جدید برای آلگولاگنیای مزمن هستند.

algolagnias can be caused by a variety of factors, including injury and illness.

آلگولاگنیا می‌تواند ناشی از عوامل مختلفی از جمله آسیب و بیماری باشد.

physical therapy can help manage chronic algolagnias.

فیزیوتراپی می‌تواند به مدیریت آلگولاگنیای مزمن کمک کند.

the patient's algolagnias were so severe that she required surgery.

آلگولاگنیای بیمار به حدی شدید بود که نیاز به جراحی داشت.

understanding the underlying causes of algolagnias is crucial for effective treatment.

درک علل زمینه‌ای آلگولاگنیا برای درمان مؤثر بسیار مهم است.

pain management strategies can help reduce the impact of algolagnias on daily life.

استراتژی‌های مدیریت درد می‌توانند به کاهش تأثیر آلگولاگنیا بر زندگی روزمره کمک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید